سلام باباي عزيزم ... خوبي؟ اينجوري نگام نكن تو كه ميدوني جز تو نميتونم واسه كـَس ِ ديگه اي بنويسم و سبك شم ... بازم يه جمعه ي دلگير ديگه اومده #بابا از همونا كه دل آدمو ميچزونه يا شايدم خفه ميكنه ... آدم دلش بدجور مي گيره ... دلتنگ ميشه .. #دلتنگ ِ خيليايي كه هستن و نيستن .. حتي اگه پيژامه ي #راه-راه تو رو هم بپوشم دلتنگياي #جمعه ي دلم رفع نميشه .. خودت كه ميدوني من هميشه دلگيرم ..جمعه هم كه از راه ميرسه ميشه نور اَلا نور.. همين ديشب بود كه تو تاريكي و سايه هاي رو ديوار عكستو كشيدم .. چه قشنگ نگام مي كردي .. خيلي آروم شدم .. فقط يكم كوتاه تر از قبل كشيدمت تا راحت تر بتونم ببوسمت ... #محبتت تموم نميشه #بابا .. شدي يه باباي نمونه كه تو آرزوهامه .. گفتم آرزوهام ..كاش تو از همونايي باشي كه يه روز بر آورده ميشه #كاش .. جمعه است و وقت استراحت بيش تر از اين مزاحمت نميشم .. فقط اينو بدون همش به يادتم ... دختر دلگير تو #عاطي
يــك لحظه گوش كن ... لحظه هاي بودن چه زود مي گذرند ... بيا دوستت دارم ها را زمزمه كنيم ..آنقدر كه تمام وجودمان پر از عشق شود ... از همان عشق هاي #ماندگار ِ افسانه اي