ديگر عادتش شده بود . .هر روز سيگارهاي بيشتري روشن مي كرد. .هرچه مانعش مي شدند باز #ادامه ميداد نميدانم از كجاي زنــــدگي #ســوخته بود كه اينگـــونه #مي-سوزاند
#تــَق سيلي محكمي به صورت #آلبــِن نواخته مي شود// اين طرز بيان ِ #پـــــدر است !!!!براي پدر ، حرف زدن به معناي قرن ها #سكوت و ، گاه و بي گاه، شكستن سكوت و توزيع عادلانه ي #سيـــــــلي به ســه فرزند ِ خانواده است!