سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
نگفتمت چگونه درمیانه ول معطلیم ببین چگونه در زیر آب زار میزنیم .....نگفتمت هرآنچه گفتیمو نوشته ایم کشک بود .....نگفتمت نرو که رفتنت نتیجتا اشک بود ....نگفتمت توهم به گورجد خلق گشنه بخند.... نگفتمت که حال کن طبیعتا میان این همه جسد بگند.... که خر شو... که کرشو.. که کور شو .....دهان را ببند ...دهان را ببند
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
تن های هرزه را سنگسار می کنند...غافل از آنکه...شهر پر از فاحشه های مغزی است...!! و کسی نمی داند که...مغزهای هرزه ویرانگرترند تا تن های هرزه...زنده یاد فروغ فرخزاد