سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
زندگي با صدا شروع ميشه بي صدا تموم ميشه، عشق با ترس شروع ميشه با شك تموم ميشه، دوستي هر جايي ميتونه شروع بشه اما هيچ جا تموم ميشه.
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
غنچه از خواب پريد و گلي تازه به دنيا آمد.
خار خنديد و به گل گفت : سلام و جوابي نشنيد
خار رنجيد ولي هيچ نگفت...
ساعتي چند گذشت گل چه زيبا شده بود،
دست بي رحمي آمد نزديک،
گل سراسيمه ز وحشت افسرد...
ليک آن خار در آن دست خزيد
و گل از مرگ رهيد ...
صبح فردا که رسيد
خار با شبنمي از خواب پريد
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
تنها جایى که حجاب مى کنیم هنگام نماز است!
گویا تنها کسى که با ما نامحرم است خداست…
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
یقه ی قشنگیه،قبلا بش میگفتن آخوندی,الان میگن دیپلمات... اما ما نفهمیدیم بلاخره آخوندای ما دیپلمات شدند یا دیپلماتامون آخوند... خسرو شکیبایی