هردفعه میرفتم سر خاک داییم سنشو حساب میکردم!! نمیدونم چرا هفته پیش که رفتم برا غبارروبی شهدا با دیدن قبرش طبق معمول ؛1348 تا 1365 میشه 18!!!دلم لرزید,گفتم مامان 18 سالش بوده؟؟مامان گفت اره تازه تربیت معلم قبول شده بود!! دلم خیلی گرفت یاد خودم افتادم که چقد واسه قبولی دانشگاه و نتیجش نگران بودمچه روح بزرگی داشتن که پشت کردن به همه ارزوهاشونو رفتنروحشون شاد
این خارجی ها با ابداع کلمه lol به جای loud out laugh مثلا خواستن بگن ما خیلی مبتکریم اما قهرمانان ایران زمین با ابداع خخخخخخ به جای ( خیلی خوبه خدایی خیلی خندیدیم خدا خیرت بده!! ) نقشه دشمنان رو نقش بر آب کردند
اعترافِ عموم: روز تولد 19سالگيم خودم يادم نبود، اومدم خونه ديدم در قفله چراغ ها هم خاموشه، يه باد گنده اي ول دادم وسط خونه كه انقد صداش بلند بود خودم جا خوردم، بعد چراغ ها رو كه روشن كردم ديدم دوستام وسط سالن با كلاه بوقي و برف شادي افتادن كف سالن هي ميخندن بعد يكسري هم سرخ شدن ميگن تولد تولدِت مبارك... كيكم از دست يكي از دوستام افتاد وسط سالن، خلاصه شب به ياد ماندني شد...
بابابزرگم داشت تو خواب صداهای عجیب و غریب در میاورد ! خانمم میگه داره خرناس میکشه؟! پَ نه پَ داره کانکت میشه ولی چون تو محل ما ADSL نمیدن از dial-up استفاده میکنه
ممنون
12 سال و 11 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 5 دقيقه قبلشهدا روحشون شاد ِ همیشه ..
12 سال و 11 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 2 دقيقه قبلدمشون گرم باشه که با خونشون ، زندگی رو به ما هدیه دادند .
دایی جون
12 سال و 11 ماه و 15 روز و 7 ساعت و 42 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 36 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 41 دقيقه قبل