بیخودی پرسه زدیم صبحمان شب بشود... بیخودی حرص زدیم سهممان کم نشود... ما خدا رو با خود سر دعوا بردیم و قسم ها خوردیم ما به هم بد کردیم... ما به هم بد گفتیم ما حقیقت ها را زیرپا له کردیم و چقدر حظ بردیم که زرنگی کردیم روی هر حادثه ای حرفی از مهر زدیم از تو من می پرسم ما که را گول زدیم؟؟؟
وقتی که خوب نگاه میکنم میبینم... از همه ناراحتم... شاید چون خودم ناراحتم... ولی فقط این نیست.. رفتار ها و گفتارها جدیدا دلم به درد میاره... انگار همه منتظر بودن در بدترین شرایط روحیم حرف هایی رو که قبلا نمیگفتند شروع کنند به گفتن...