azita
بر تمام گریه هایم می خندم تا آدمک های مضحک درونم بدانند من نیز لبخند را دوست می دارم
azita
بعد از رفتنت دقیقا نمی دونم دنباله چی می گردم اما بدون دنباله تو نمی گردم به رفتنت ادامه بده.
azita
کاشکي زندگي هم يه ريموت کنترلي ، چيزي داشت ميزديم ميرفت جلو ببينيم آخرش چي ميشه؟
azita
نفرت مثل سرطان ایجاد می شه.... رشد می کنه... تو رو می کشه و می میره.
azita
دیشب که باران آمد … میخواستم سراغت را بگیرم … اما خوب میدانستم این بار هم که پیدایت کنم ، باز زیر چتر دیگرانی
azita
هی روزگار ، همه با بودنت آرامش داشته باشن به جزء خودت
azita
تلخ شده ام و گس ... این روزها ! شایدآرزوهایم را کال چیده ام ..
azita
خوابیدم.......... اما با چشمهای باز! خیالت راحت باشه هر چقدر دوست داری بی وفائی کن .........میذارم پای کابوسهام
azita
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم.
azita
حرفهایت را حتی نمی فهمند.. آن گاه می خواهند سکوتت را معنا کنند