azita
سالهاست که معنای این را نفهمیده ام “رفت و آمد” یا “آمد و رفت” ؟ آدمها میروند که برگردند ، یا میآیند که بروند
azita
به او بگویید دیگر اوهای نوشته هایم را به خود نگیرد ... از این به بعد او دیگر آن او نیست
azita
نشسته ام.... کجا؟ ...کنار همان چاهی که تو برایم کندی.... عمق نامردی ات را اندازه می گیرم
azita
مرا که قمار کردی و باختی ... کاش لااقل بازی را یاد می گرفتی
azita
همیشه هربار که زخم میخورم... مزه مزه میکنم ...عجیب اینکه..... نمکش اشناس.
azita
گستاخی خیالم را ببخش که حتی لحظه ای یادت را رها نمی کند
azita
ترجيح ميدم يک حقيقت آزارم بده تا اينکه يک دروغ آرومم کنه