azita
ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه به آن می نگری
azita
حسود گمان میکند اگر پای همسایه بشکند ، او میتواند بهتر راه برود!
azita
شد خزان گلشن آشنایی, بازم آتش به جان زد جدایی / عمر من ای گل طی شد بر تو, وز تو ندیدم جزء بد اهلی و بی وفایی
azita
تبسم ، بدون اینکه دهنده اش را فقیر کند، گیرنده اش را ثروتمند می سازد