azita
اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است
azita
خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود دارد
azita
بــــا آ مدنت بهــانه پـیدا شده است / خورشید میـــان خانه پیدا شده است ما نیم نظر چشم به هم دوخته ایم / یک لحظه ی شاعرانه پیدا شده است .
azita
واژه هــا قــهـر کــرده انــد بــا مــن حــــــسـودی مـیکــنــند بــه "تــــو" !!!
azita
در دیده به جای خواب ، آب است مرا / زیرا که به دیدنت شتاب است مرا
azita
کاش توی زندگی هم مثل فوتبال وقتی زمین می خوردی و از درد به خودت می پیچیدی ، داور می اومد از آدم می پرسید می تونی ادامه بدی ؟؟
azita
خوشا روزی که با هم مینشستیم / قلم در دست و کاغذ مینوشتیم قلم بشکست و کاغذ در هوا شد / مگر خط جدایی مینوشتیم . .
azita
وقتي در گذشته ام، حالم به هم ميخورد. وقتي قاطي مرغها شد تمام مرغهاي آسمان به حالش گريه كردند. چون پا را در يك كفش ميكنيم زمين ميخوريم. آيا بايد روزي را زوري به دست آورد. درياي نفت ماهي ندارد گريه من و تو هم فايده ندارد. دوستت دارم تنها دروغيه كه هنوزم رابطه دو نفر رو حفظ كرده است.
azita
سقف دلبستگی بی تو واسه من سایه نداره دلم از روزی که رفتی دیگه همسایه نداره
azita
افرادی هستند که نور چشمی شانس و اقبالند و هر وقت سقوط می کنند مانند گربه روی دو پا بر زمین می نشینند
azita
دوستم قلبی اگر باشد دعایت می کنم / جان اگر خواهی فدایت می کنم / با تو ام ای گل ، تو تنها نیستی / گوش کن زیبای من ، هر شب صدایت می کنم
azita
تــــازگـــےهــــا تصویـــــــر خاطراتــــتـــــــ در ذهنــــــــم بـــرفکــے شــ ـــــــده .