azita
تا بستی تو تا بار سفر از خونه ی ما / خاموش و سرد بی تو این کاشونه ی ما / رفتی سفر ای بی خبر، از ماتم دل / خاموش و سرد بی تو این کاشونه ی ما / هر جا می رم یادت همیشه / هرگز ازم جدا نمی شه / هر چند که سفر کوتاهه اما دلم رضا نمی شه / تو در این سفر خدایا، ز بلا نگه بدارش/ که دل امیدوارم به خیال او نشسته... سوسن
azita
پیش صاحب نظران ملک سلیمان باد است / بلکه آن است سلیمان که ز ملک آزاد است
azita
یه بهار و دو بهار تا حالا گذشته صد بهار / دنیا داد می زنه دیگه بسه انتظار ، دیگه بسه انتظار ... حمیرا
azita
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک / دو ، سه ، روزی زندانی ساخته اند از بدنم.
azita
تو که رفتی واسه ی من جای آشتی که نذاشتی / کاش از اول گل عشقو توی قلبم نمی کاشتی / یه بهونه که دوباره با تو باشم که ندارم / این تو هستی که بیایی با یه بوسه واسه آشتی
azita
تو نیمه راه زندگی دل من پر خونه / دنیا با این قشنگیاش واسه من زندونه / وای که تموم نمی شه لجبازی هات زمونه .... هایده
azita
آنچه در قلک اندیشه خود می بینی استخوان بندی فردای تو را می سازد
azita
ادب واقعی مانند آب صاف بی رنگ و گوارا است
azita
آرزوها بذرهایی هستند که منتظرند در فصل خود جوانه بزنند
azita
سنگی که طاقت ضربه های تیشه را نداردتندیس زیبایی نخواهد شد-از زخم تیشه خسته نشو وجودت شایسته تندیسی زیباست
azita
برای عشق غیر ممکن خلق شده ام نه به وصل می رسم، نه میتوانم فراموش کنم
azita
درساغرتو چیست که با جرعه نخست.. هوشیار و مست را همه مدهوش میکنی