azita
مگر میشود با سنگ انداختن پیاپی در آب، ماه را از حافظه ی آب گرفت؟
azita
خدایا به آنچه که دادی تشکر و به آنچه که ندادی تفکر و به آنچه که گرفتی تذکر که داده ات نعمت و نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان
azita
دلم اندازه این ابرها گرفته/عشق تو خنده از این لبها گرفته/چی بگم هر چی بگم فایده نداره/غم عالم توی قلبم جا گرفته
azita
تا ساغر من پر از شرابست /از شر زمانه در امانم/ تا در کفم آستین ساقیست/ فرش است فلک بر آستانم/دیدم ز محبتش فروغی/چیزی که نبود در گمانم
azita
خدا را ای نصیحت گو حدیث ساغر ومی گو كه نقشی در خیال ما ازین خوشتر نمی گیرد
azita
چه تلخ است گم شدن در خود به یک بیهوده دل بستن...
azita
تـجـربـههـای سـنـگیـن مـا را پـاداش مـیدهـنـد کـه آرام گریـه کـنـیـم
azita
درد يک پنجره را پنجره ها ميفهمند معني کور شدن را گره ها ميفهمند سخت بالا بروي ، ساده بيايي پائين قصه تلخ مرا ، سرسره ها ميفهمند . .
azita
چه کردم که مرا دیوانه خواندی/ مٍی پرست بت خانه خواندی/ چه کردم که مرا سوزاندی/ هر طرف خواستی مرا چرخاندی/ چه کردم که مرا بیگانه خواندی/ از وفای "گیتی" افسانه خواندی/ چه کردم که کردی تَرک مرا/ در نبودم پر کردی جای مرا/ چه کردم که مرا محکوم کردی/ بی خبر رفتی یو دلم محزون کردی
azita
اهسته و پیوسته مهرت به دل نشسته حالا جونم به جونت بسته عزیزم ....طلسم نامیدی تو قلب من شکسته حالا جونم به جونت بسته عزیزم
azita
بسیاری از مردم می اندیشند كه در حال اندیشیدن هستند، در حالی كه سرگرم بازآرایی و تنظیم پیشداوری ها و تعصباتشان می باشند
azita
زندگی به من آموخت؛ بودن با كسانی كه دوستشان دارم، از همه چیز با ارزش تر است