دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...
در پتُ مت

مسابقه پیامکی ایرانسل(هر پیام 75تومان) برنده : هر روز1 لپ تاپ سوال 1: آب خوبه؟ بله 2: درخت چه رنگ است؟ سبز 3: آهن سفت تره یا پنبه ؟ آهن . . . . . سوال آخر : شخصی که نظریه بوروکراسی پست مدرن را باب کرد که بود و اون روز تو خلوت خودش به چی فکر میکرد ؟؟؟کصافطا کلاه بردار

بابک...
بابک...
در پتُ مت

مامانم اومده میگه بگیر این کشکا رو بساب که همزمان که تو اینترنتی یه کار مفیدم کرده باشی من بیل گیتس موس و کیبرد کشکا

بابک...
بابک...
در پتُ مت

ما آخرشم نفهمیدیم چرا تو رمانای ایرانی همیشه رقیب عشقیه دختره "آرایشی غلیظ بر چهره" داره؟!

بابک...
بابک...
در پتُ مت

دختر:خوابی؟؟؟ پسر: آره بیدار شدم زنگ می زنم بهت دختر:من دوس پسر قبلیم این موقع روز خواب نبود پسر:چه ربطی داره؟ دختر:من واسش مهم بودم ... پسر:خوب بیا من بیدار شدم، خوب شد؟ دختر:دوس پسر قبلیم اصلا" نمی گفت: من بیدار شدم بیا پسر:اون یه آدمه دیگه بود من یه آدمه دیگه دختر:من كه همون آدمم پسر:من قانع شدم ، از این به بعد هر روز 6 صب بیدارم دختر:من 6 خوابم پسر:دوس دختر قبلیم 6 بیدار بود دختر:برو با همون ( گوشی را قطع می كند) . پ.ن:هنوز تحقیقات برای شناخت زنها ادامه دارد

بابک...
بابک...
در پتُ مت

خواهی نشوی رسوا، مثل آدم زندگی کن خوب ! خودم گفتم ! شریعتی بی گناهه !

بابک...
بابک...
در پتُ مت

از لحظه لود شدن صفحه اصلی گوگل فیلم بگیریم می‌تونیم باهاش پناهندگی سیاسی بگیریم ... !!

بابک...
بابک...
در پتُ مت

يه بارم سر کلاس بودم مامانم هی SmS میداد کی میای کی میای؟!! منم حواسم پرت شد خواستم از استاد سوال بپرسم دستمو بردم بالا رو به استاد گفتم : مـــــــامـــــــان !!! استاد هم کلاسیام هیچی دیگه تا یه ماه نمیتونستم برم سرکلاسش

بابک...
بابک...
در پتُ مت

جدیدا وقتی میای #, انگار اومدی بخش ccu ؛ همه قلبشون شکسته, والا....

بابک...
بابک...
در پتُ مت

یه بار نزدیکی های ونک تو یه ترافیک بدجور گیر کرده بودم یهو انداختم تو یه کوچه فرعی و گازش رو گرفتم ملت هم خیال کردن من بلدم مثل اسب راه افتادندنبال من! یکم اینور اونور پیچیدم آخر خوردم به بن بست خیلی ریلکس ماشین رو تهه کوچه پارک کردم رفتم تا نیم ساعت بعد اون ماشینها داشتن سر و ته میکردن که ازکوچه در بیان

بابک...
بابک...
در پتُ مت

ظهر داشتم با دوستم راه میرفتم بهش میگم بیا از تو سایه بریم.. میگه: نه عینک آفتابی دارم؛ باس از آفتاب بریم خدایا نعمتتو شکر ببین با کیا شدیم ۷۰ میلیون

بابک...
بابک...
در پتُ مت

ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ: ﺩﯾﺸﺐ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﺬﯾﻮﻥ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻭ ﺟﯿﻎ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ… ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺑﺎﻻ ﺳﺮﺷﻪ!! ﻣﯿﮕﻢ ﺧﻮﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭﺵ ﮐﻦ! ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺬﺍﺭ ﮐﺎﺑﻮﺳﺸﻮ ﺑﺒﯿﻨﻪ ، ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﭘﻮﻝ ﺩﯼ ﻭﯼ ﺩﯼ ﻣﯿﺪﻩ ﻓﯿﻠﻢ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ.… ﺑﺰﺍﺭ ﺳﻪ ﺑﻌﺪﯾﺸﻢ ﺑﺒﯿﻨﻪ

بابک...
بابک...
در حرف دل

ﺟﺪﯾﺪﺍً ﺍﺳﻢﺧﯿﺎﻧﺖﺷﺪﻩ ﯾﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ… ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺒﺨﺸﯽ ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﯽ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﯽ ﺑﻪ ﮐﯿﻨﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩﻥ!

بابک...
بابک...
در پتُ مت

آقایون عزیز آیا میدانستید: اگر عاشق دوس دخترتان شوید، محمدرضا گلزار به خواستگاریش میاید اما اگر بخواهید بپیچانیدش از شما دو قلو حامله میشود؟

بابک...
بابک...
در پتُ مت

یکی از اقوام مرده بود یارو کلی ناله و داستان و این حرفا هرکاری کردم یه قطره اشکم نیومد برمیگشتم خونه یه آهنگ غمگین گذاشتم کل بدبختیام یادم اومد بغض کردم [یه همچین نسلی هستیم ما]