دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...
در حرف دل

جالب است "تنها" چه عدالت جالبی...!!! من با دل مینویسم...!!! تو با چشم میخوانی...!!! تازه اگر بخوانی...!!!

بابک...
1347643588220795_large.jpg بابک...
در حرف دل

برای زنده ماندن راهی نداری جز؛ گریستن ... وقتی بغض ها ؛ راه نفس کشیدنت را سد کرده اند ...

بابک...
182.jpg بابک...
در حرف دل

نهـــ نمیدانــــی... هیچــــکس نمی دانــــد.... پشتــــ این چهــــره آرامـــ در دلــــم چـــه میگـــذرد.... نمــیــدانی.... کـــسی نمیدانـــد.... اینـــ آرامـــش ظاهـــر و این دل نـــا آرامــــ چقــــدر خستـــه ام میــ کنــــد...

بابک...
بابک...

غربت ... را نباید در الفبای شهر غریب جستجو کرد همین که عزیزت نگاهش رو به دیگری فروخت تو غریبی... @*** عـ ـلـ ـي ***

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

چشمهايش خيس بودند! گفت تا به صبح در هجرت گريسته ام! و من "ساده" ايمان اوردم به ايمانش!!! و چه دير فهميدم چشمهاي او ان شب بي چتر زير باران مانده بودند!!! @nila

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

فرقے نمے کنه دودے که مصرف مے کنے سیگار باشه یا قلیون اما تو اون لحظه جاے خالیشو پر میکنه تقصیر ما نیست مے خواست باشه تا ما بودنشو بوسه بارون کنیم نه اینکه خاطره هاشو دود کنیم…!! @رها

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

پایان سریال دروغ هایت بود آخرین لبخندت . . . و چه ساده بودم من !! که تا تیتراژ پایانے به پاے تو نشستم …

بابک...
بابک...
در حرف دل

@ پلیس دنبالر@ ...شراب خواسـ ـتم گفت : ” ممنوع است ” آغوش خواسـ ـم گفت : ” ممنوع است ” بوسہ خواسـ ـتم گفت : ” ممنوع است ” نگاه خواسـ ـتم گفت: “ ممنوع است ” نفس خواسـ ـتم گفت : ” ممنوع است “ حالا از پس آن همـ ـہ سال ديکتاتورے عاشقانہ با يک بطرے پـ ـر از گلاب آمده بر سر خاکـ ـم و به آغوش مـ ـے کشد با هر چہ بوسہ سـ ـنگ سـ ـرد مـ ـزارم را و چـ ـه ناسـ ـزاوار عکسے را که بر مزارم به يادگـ ـار مانده نگـ ـاه مے کند و در حسرت نفس هاے از دست رفته به آرامـ ـے اشـ ـک مے ريزد تمام تمنـ ـاے من امـ ـا سر برآوردن از اين گـ ـور است تا بگويم هنـ ـوز بيـ ـدارم… سـ ـر از اين عشـ ـق بر نمـ ـے دارم …

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
1344598950803523_large.jpg بابک...
در حرف دل

اين دنيا تاب خراب شدن سر بي کسي هاي مرا ندارد هي لعنتي ... ده ساله هاي ِ جغرافيا پاس نکرده هم ميدانند تـــــــــــــــــــــو استواي دنياي مني ...

بابک...
بابک...
در حرف دل

چه بي پــــــــــروا دلـــــــــم آغوش ممــــــــــنوعه ای را ميخــــــواهد.. که شرعی بودنش را تنها من مـــــــيدانم و دلــــــم و تــــــــــو .

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

خنده ام میگیرد.. وقتی پس از مدت ها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری میگویی : دلم برایت تنگ است !! یا مرا به بازی گرفته ای یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی دلتنگی ات ارزانی خودت @کصافط...

بابک...
بابک...

باورت بشود يا نه ... !؟ روزي مي رسد ؛ که دلت براي هيچ کس ، به اندازه من تنگ نخواهد شد ! براي نگاه کردنم خنديدنم اذيت کردنم .... براي تمام لحظاتى که در کنارم داشتي ! روزي خواهد رسيد که در حسرت تکرار دوباره من خواهي بود .... مي دانم روزي که نباشم تکرار من نخواهد شد @امیر (رهگذر)

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

صبح خورشید آمد دفتر مشق شبم را خط زد پاک کن بیهوده است اگر این خطها را پاک کنم جای آنها پیداست ای که خط خوردگی دفتر مشقم از توست ! تو بگو ! من کجا حق دارم مشق هایم را روی کاغذهای باطله با خود ببرم ؟ می روم دفتر پاکنویسی بخرم زندگی را باید از سر سطر نوشت ! @...

بابک...
بابک...
در حرف دل

بلندشو … گرد و خاک از تن پوش بـتکان و در تقویمت بنویس : ... این سزای رهگذری بود که به تیرک لق سر گذر تکیه کرد !