بابک...
پاییز را دوست دارم نمی دونم اونم من و دوست داره یا نه؟
بابک...
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پرواز خواهیم داد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که نباشم. <<< زنده یاد شاملو >>>
بابک...
همه چیز از تنهایی و با تنهایی شروع میشود، چه در رحم مادر برای دنیا چه در غار حرا برای خدا.
بابک...
بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد...
بابک...
عارفی را دیدند مشعلی و جام آب در دست! پرسیدند: کجا می روی؟ گفت: می روم با این آتش، بهشت را بسوزانم و با این آب جهنم را خاموش کنم تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند، نه به خاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم.
بابک...
توبه بر لب، سبحه بر کف، دل پر از شوق گناه معصــــیت را خنـــده می آیـــد ز استغفـــار ما........