دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

هنوز تلو تلو می خورد زندگی این روزهایم را می گویم به گمانم هوس یک بچگی ساده کرده ... ! @(◕‿-)

بابک...
بابک...

خاطرات را باید سطل سطل . . . از چاه زندگی بیرون کشید . . . ! خاطرات نه سر دارند و نه ته . . . بی هوا می آیند تا خفه ات کنند . . . میرسند . . . گاهی وسط یک فکر . . . ! گاهی وسط یک خیابان . . . ! سردت می کنند . . . داغت میکنند . . . ! رگ خوابت را بلدند . . . زمینت می زنند . . . !!! خاطرات تمام نمی شوند . . . تمامت می کنند....!! @™ᵠ₥ḝᵯᾷ‬

بابک...
بابک...

سال هاست سكوت كرده ام پاي صحبت دلم در چشم هايم خيره شو ! حرفي اگر مانده همين حالا چشمانم را بگو ... شايد كه فردا چشمانم هم فرو روند در سكوت ...! @+zahra

بابک...
بابک...

من بی اجازه رفتم رفتم تا ته دلبستگی، وابستگی رفتم تا ته ترس از گم شدن من گم شدم ... آری؛ سالهاست که گم شده ام @ᔕᗩᙢᓰ

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
397059_orig.jpg بابک...
در حرف دل

مرغ سحر ناله سر کن ....

بابک...
بابک...

پرنده گفت: "رنج مهاجر به شوق بهار است" پرنده تمام بهار را پرواز کرد...

بابک...
بابک...

گاهی از انسان بودنــــــــم شرم میکنم ... گاهی می خواهم انســــــــــان نباشم گوسفندی باشم ، پا روی یونجه هـــــــا بگذارم ... اما دلــــــــــی را دفن نکنم ... ! گرگی باشم ، گوسفند هـــــــا را بِدَرم اما بدانم ، کــــــــارم از روی ذات است نه از روی هوس ... ! خفاشی باشم که شبها گـــــــــردش کنم با چشمهـــــــــای کور ، اما خوابی را پرپر نکنم ... ! کلاغی باشم که قار قار کنم پرهــــــــایم را رنگ نکنم و دلــــــــی را با دروغ بدست نیاورم ... ! @Mr.SileNce

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

آسمان ! باراني ات را بپوش امروز ابري ام ..........

بابک...
بابک...

حواست هست؟ شهریور است ... کم کم فکر باد و باران باش حالا که تمام گریه هایت را برای پاییز گذاشته ای ...@Adeleh

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

تــو را نـــمی دانـــم ولـی من حــرف آخـرم را بــا بغـــض خـــوردم ...@vahiddonbaler

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

قطارها بیهوده میپرسند:« چی؟ چی؟ » در انتهای ریلها، هیچ کس و هیچ چیز، در انتظارشان نیست . ...

بابک...
بابک...

نيستي و نميداني در انتظارِ تو کاسه ي صبر که هيچ !! صبر کاسه هم لبريز شده... @deldeleh

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

تمام برگ هاي دفترم تمام شد قلمم به پايان رسيد دستم سست شد چه سرمشقي دادي به من ...؟ هنوز هم مي نويسم : " دل دادن خطاست "

بابک...
بابک...
در حرف دل

@ خدا کوچه را دیدی به وقت شب چه تنها میشود ... بی تو از آن کوچه هم تنها ترم ...

بابک...
بابک...

بچه بودم مامانم روز اول منو برد مهد کودک؛مربیا جلو اونا بازی گرگم و گله میبرم رو اجرا کردن ؛من شدم سردسته گله؛مربی هم شد گرگ؛ مربی:گرگم و گله می برم... من با صدای بلند و رسا:تو گوه خوردی گله منو ببری