تورو خدا باز نشر کنید همه ببینن مهمون نوازیا : نقل از پروفایل [!] بوک یکی از کاربران داوطلب حاضر در منطقه زلزله زده : تازه از راه رسیدم و باید دوباره برگردم. فقط حرفی راه گلویم را بسته، می گویم و می روم: دلم می خواهد فریاد بزنم وقتی در یکی از روستاهای کاملا تخریب شده، مرد روستایی به من می گوید بمانید و یک استکان چایی را مهمان ما باشید. هنوز در بدنمان جان داریم که مهمان نوازی کنیم...
کسانی هستند كه ناخودآگاه از خودمان می رنجانیم ! مثل ساعت هایی كه صبح دلسوزانه زنگ می زنند ؛ و ما در میان خواب وبیداری بر سرشان می كوبیم ، بعد می فهمیم كه خیلی دیر شده ... !!!@hastii
هنوز هم هستند دخترانی كه تنشان بوی محبت خالص می دهد . . . بكرند . . . نابند . . . احساساتشان دست نخورده است ، لمس نشده اند ، ... ... باور نكرده اند ، تحقیر نشده اند ، آری ، هنوز هم هستند ! نادرند ! كمیاب اند ! پاك اند ! روزی كه قرار می شود كنار گوش كودكی لالایی بخوانند ، شرمشان از نام " مادر " نمی شود ! و زیر آغوش همسرشان ، چشمانشان را نخواهند بست كه با رویای دیگری سر كنند....!!!..@AVAZBARAN
" آنه "تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟ وقتی روشنی چشمهایت ، در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود ... بامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت ... از تنهایی معصومانه دستهایت ... آیا می دانی در هجوم درد ها و غم هایت ، و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت ... حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود ... ! " آنه" اکنون آمده ام تا دست هایت را ... به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری ... در آبی بیکران مهربانیها به پرواز درآوری ... و اینک" آنه" شکفتن و سبز شدن در انتظار توست ... در انتظار توست ... !!
زنان موجودات عجیبی هستند! مقاوم جلوه میکنند درحالیکه ... کوجکترین مشکلات را دوام نمی آورند ساده و زودباور جلوه می کنند در حالیکه هیچ دروغی را باور نمیکنند فراموش کار جلوه می کنند در حالیکه هیچ اهانتی را فراموش نمیکنند تا زمانی که مردی را عاشقانه دوست بدارند آن زمان اشتباهاتش را می بینند اما فراموش می کنند دروغ هایش را می فهمند اما باور می کنند مشکلاتش را می بینند اما دوام می آورند زیرا که صادقانه عشق می ورزند.. . تــــــو مخاطبـــ نبـــــودی که خاص بشـــــــی خاص بـــــودی که مخاطبـــــ شــــــدی . . .! @✿.•*´BITA ✿.•*´
درود مرد....
14 سال و 1 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 46 دقيقه قبلآدم تنِ ش میلرزه این حرفا رو میشنوه....
14 سال و 1 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 36 دقيقه قبلاگه نمی تونید کمکی کنید از اطرافیان بخواهید برن خون بدن واقعا با کمبود خون مواجه شدن
14 سال و 1 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 35 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 9 روز و 5 ساعت و 25 دقيقه قبلزندگی هنوز جاری است
14 سال و 1 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 34 دقيقه قبل