دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
13392529991.jpg بابک...

غم نویس نیستم... فقط گاه و بی گاه.... آب و هوای دل را مکتوب می کنم... همین...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بابک...
بابک...

فیلمای ِ آموزنده صداسیما کاری کرده که الان جلو بچه دو ساله عُق بزنی میگه حامله ای؟

بابک...
بابک...

سلامتیه اونایی که این روزها نه برای کسی ، نه برای عشقی ، نه برای جایی ، نه برای چیزی بلکه دلشون برای خودشون تنگ شده ؛ خود خود خودشون ! @رها

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

بـــرای دلــــــم دعــا کنیــد ... دلـــــــم خـواب بــی کـابـوس میخـــــواهـد ... دلــــــم کمــی خـــدا مـــــی خـواهـد ... کمـــــی سکــــوت ... کمــــــی اشــک ... کمـــــی بهـــت ... کمــــی آغـــوش آسمــــانـــی ... مــــــــــــرگ... @nila

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

چشمهايش خيس بودند! گفت تا به صبح در هجرت گريسته ام! و من "ساده" ايمان اوردم به ايمانش!!! و چه دير فهميدم چشمهاي او ان شب بي چتر زير باران مانده بودند!!! @nila

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

خوشبختی را در همین لحظه باور کن لحظه ای که دلی به یاد توست !!!

بابک...
بابک...

تو را که گفت بر رخ زیبا نظر خطا باشد؟ خطا بــُــوَد که نبیننـــد روی زیبـــــــــا را سعدی (ره) @✿.•*´BITA ✿.•*´

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

با خانواده رفتیم خونه یکی از اقوام،دختر صاحبخونه با سینی شربت(البالو)رفت پیش داداشم تا بهش تعارف کنه!داداشم اومد شربت ور داره دستش خورد به لیوان و شربت ریخت رو پاش!یهو مثل فنر پرید بالا و گفت:آی سوختم!!!!! چند لحظه بعد وقتی همه رو دست پاچه کرد یه نگاه به دور و برش انداخت گفت: چیه خو فک کردم چاییه !!!!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

کاش بجای تفکیک کردن پسر و دخترا یکی مـــیومـــــد مـــــردا را از نامــــــردا جـــدا مـــیکرد ....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بابک...
بابک...

وصال دیوارها پناه بغض هایم در فراق تو ...!

بابک...
182.jpg بابک...

دیــوارهـا دیـوانه میکنند ! . . درهــا ، در بــه در ! @✿.•*´BITA ✿.•*´

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

کاش شعری داشتم غمگین نبود زبانی داشتم زمان نداشت گذشته می گذشت از من تنها حال تو را می پرسیدم و تو حال مرا می فهمیدی. @رها

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

به یکی از این فامیلای ما گفتن عسل واسه چشم مفیده رفته مالیده به چشماش دیگه کار از فشار تحریم گذشته یکی بره خورشید و خاموش کنه

این ارسال را بازنشر کرده است.