بابک...
نون خشكیه !!!!!! نمكیه !!!!
بابک...
کدومشون خوشگلترن؟؟دختره یا ..؟؟
بابک...
عکسی از ویندوز با لهجه اصفهانی....
بابک...
شکستن دل ؛ به شکستن استخوان دنده مى ماند ! از بیرون همه چیز رو به راه است اما .... هر “نفس”درد است ، که میکشى ...
بابک...
کوچه ها را بلد شدم رنگهای چراغ راهنما جدول ضرب دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم اما گاهی میان آدمها گم میشوم آدم ها را بلد نیستم
بابک...
آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن نه دستی از برون که همتی از درون لازم است ... حالا اما نمی خواهم برخیزم می خواهم اندکی بیاسایم فردا برمی خیزم وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام ...
بابک...
اساسن اگه اونی که از روبرو میاد ، آشنا باشه و مشغول ور رفتن با موبایلش , یَنی قبلِ اینکه تو ببینیش دیدتت ، و این از ثابت شدهترین راهای پیچِشه!!
بابک...
رفتم نون بگیرم گفتم بربری چنده گفت 450 تومان، یه پونصدی بهش دادم و با این صحنه مواجه شدم !!!
بابک...
یه آدمایی هستن نه میشه درکشون کرد نه میشه ردشون کرد همینطوری تو زندگیتن…. زل میزنن به آرامشت…!
خیلی دلم میخواد یه بار دیگه با صدایه نمکیه از خواب بیدار شم
....ولی حیف....انگاری تغییر شغل دادن...
14 سال و 24 روز و 13 ساعت و 37 دقيقه قبل