بابک...
ولم کن تا ولت کنم!!! . . . . جمله ای استراتژیک در زمان دعواهای بچگی!!
بابک...
تقدیم به اذربایجان هموطن دل نگران فرداي تو ام تو که هستي ات در لحظه اي بر باد رفت تو که عزيزت اينچنين به زير خاک رفت هموطن امروز اگر از تو دورم قلبم از هر زمان به تو نزديکتر است هموطن غم تو درد من است هموطن دلم را به زير پايت مي گذارم هموطن اشکهايت را از ديده مي زدايم هموطن کلبه ات را دوباره مي سازم هموطن پوست تنم را به جاي فرش زير پايت مي گذارم هموطن قشنگترين گلها را در باغچه دلت مي کارم حتي اگر لحظه اي لبخند را به لبانت بازگردانم هموطن در خلوتم برايت بهترين سروده ها را مي سرايم
بابک...
قرارمان همان جاي هميشگي... فقط اين بار، لطفا توهم بيا!!!!
بابک...
ای آدم ها !!! مرا که هیچ مقصدی به نامم و هیچ چشمی در انتظارم نیست ، ببخشید که با بودنم ترافیک کرده ام !!!
بابک...
خدایا!!! تو این ماه رمضون با خوردن این همه "غم" و "غصه" تو بگو روزه باطل نمیشه ؟!
بابک...
پشت به پشت ایستاده ایم درصف نان در صف سکه در صف دلار هیچ کس به فکر آفتاب نیست ... بیایید صف ببندیم برای نور پیش ازآن که تاریکی همه جا را فرا گیرد پیش از آن که خورشید کرکره ی مغازه اش را پایین بکشد...!!!