دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

تلویزیون داره سیرک نشون میده که چهارتا گاو میان از رو طناب میپرن و میرن! مامانم یه نگاه به تلویزیون میندازه و بعدش یه نگاه به من! میگه : اینا گاو تربیت کردن ما هنوز تو تربیت تو موندیم...

بابک...
بابک...

شما یادتون نمیاد قدیما هر مامانی برا خودش گشت ارشاد بود !!! یعنی اونطوری که ما با دوست دخترمون رمزی حرف میزدیم؛ شهید همت با قرارگاه نمیزد

بابک...
بابک...

قدیما مراسم خواستگاری برای این بود خونواده ها دختر پسر رو بهم نشون بدن الان برای اینه که دخترو پسر خونواده هاشونو بهم نشون بدن

بابک...
بابک...

یه خانوم همسایه داریم که هر وقت میخواد پارک دوبل کنه من با نیم کیلو تخمه میشینم تو تراس نیگاش میکنم ..

بابک...
بابک...

دیشب شام نداشتیم، رفتم مغازه تخم مرغ و گوجه بگیرم واسه املت، هر چی حساب کتاب کردم، دیدم اگه یه دست چلوکباب سلطانی با سوپ و سالاد و ماست موسیر و دوغ محلی بگیرم، بصرفه تره . . . !

بابک...
بابک...

پسرخالم (7سالشه) داشت خیلی شلوغ میکرد شوهرخالم: آدم باش حیوون پسر خالم: من آدم بشم تو تنها میمونی! شوهر خالم: ما:

بابک...
بابک...

این روزا به بچه ها میگن “برو گم شو” میره تو اتاقش ، بعد بابا مامانه خودشون میرن منت کشی !!! قدیما به ما میگفتن برو گم شو ، جا نداشتیم همینطوری مجهول بودیم الان کجا باید بریم !؟!؟!

بابک...
بابک...

ﻣﺠﺮﯾﻪ ﺗﻮ ﺭﺍﺩﯾﻮ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﻮﻥ ﺩﯾﺪﯾﻦ ﮐﯿﻪ؟ ﻃﺮﻑ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﺪﺍ! یه همچین هموطنانی داریم

بابک...
بابک...

چس مثقال اینترنت داریم 20 تا نرم افزار هم هجوم اوردن خودشونو اپ دیت کنن. درک نمیکنن اینجا ایرانه !!!

بابک...
بابک...
در حرف دل

آهسته بيـــا كه خواب را خواب كنيـــم با گرمـــي بوسه غصــــه را آب كنيــــم گفتي كه دلت به عشق مشكوك شده پس دست بده كه عشق را قاب كنيم ..

بابک...
بابک...
در حرف دل

هرگز به دیگران اجازه نده که قلم خودخواهی دست بگیرند... دفتر سرنوشت را ورق بزنند.. و خاطراتت را پاک کنند و در آخر بنویسند: قسمت بود!!!.

بابک...
بابک...
در حرف دل

پسر نگاهی به دختر کرد و گفت:حالا که کنار ساحل هستیم بیا یه آرزوی قشنگ بکنیم دختر با بی میلی قبول کرد پسر چشاشو بست و گفت:کاشکی تا آخر دنیا عاشق هم بمونیم... بعد به دختر گفت:حالا تو ارزوتو بگو دختر چشاشو بست و خیلی بی تفاوت گفت:کاشکی همین الان دنیا تموم بشه... وقتی چشماشو باز کرد پسر رو ندید فقط چند تا حباب روی آب دید!

بابک...
بابک...
در حرف دل

هیچ قــــطاری از این اتــــاق نمی گذرد من اینجــــا نشسته ام و با همین سیـــــ ـگار قــــطار می آفرینم نمی شنـــوی …!؟ سرم دارد سوتــــــ ــ ـ می کشد …

بابک...
بابک...
در حرف دل

در دایره ای که آمدن ، رفتن ماست آن را نه بدایت نه نهایت پیداست کس می نزند دمی در این عالم راست کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست (حکیم عمر خیام )

بابک...
بابک...
در حرف دل

خـــاطره اي کــه بعضــي آهنــگا.... بعضــي جاهــا... بعضــي بـوهــا.... بــرا آدم يــادآوري مي کنــه مغـز آدمـو مي پاشــه بــه ديـــوار!