بابک...
روزگاری خواهد رسید .... همچنان که در آغوش دیگری خفته ای ، به یاد من ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی دلت هوایم را خواهد کرد به یاد خواهی آورد باهم بودن هایمان را به یاد خواهی آورد خنده هایم را به یاد خواهی آورد اشک هایم را به یاد خواهی آورد حرف هایم را مطمئنم در آن لحظه در دلت می گویی: دلتنگت شده ام
بابک...
اینجا ایرانه یه گربه 7هزار ساله که تا وقتی زندست که نفت خام داره اینجا 4 فصله ولی تو دل مردمش برف زمستونو سرمایه داره اینجا آیینه ها تو رو به تو نشون نمیدن ببین گربه منو به کجا کشونده میگم مردم همه تو رویاهاشون قدم میزنن تقدیرو واسه همدیگه رقم میزنن اینجا چوبه داره تنبیه انحراف کشته تظاهره معنیه احترام اینجا آبرو سی دی تو دست بچته چیزی که دستتو بگیره دست حسرته اینجا دین من توجیح کثافت کاریه منه تو یه مجرمی حکم اسارت دادی به تنت چی دوست داری بشنوی از این بشر خواهر روسری سرت کن که من تحریک نشم اینجا صف اول نماز پست مقامه علم تجربه رو از بین برده روابط اینجا ریش بذار یقه ببند کارت رو غلتکه خنجر رو غلاف کن بشو وارد تو محلکه اینجا گفتن حقیقتم جواز نداره اینقدر مشگل داری که واست حواس نذاره اینجا بچه 10 ساله قمه به دستش مرض غمزدگی حالا زده به نسلش اینجا خاک اجدادیه ایران من بازم داره میشه ویرانه تر چرا عادت داری بالای سرت شلاق باشه وقتی ستاره ای نداری توی شبهات اره بنویس با خون مردم بی ستاره بنویس از جوونی که زندانو پیش رو داره بنویس عاقبت همه ماها در به دریه بنویس اینجا ایرانه
بابک...
مردانی را میشناسم که هنگام عصبانیت داد نمیزنند ناسزا نمیگویند نمیزنند نمیشکنند ...تهمت نمیزنند کبود نمیکنند خراب نمیکنند تنها سیگاری روشن میکنند و در آن میسوزانند تمام خشم خودرا تا مبادا به کسانی که دوستش میدارند از گل کمتر گفته باشند...
بابک...
بیاین چند دقیقه برای اونایی که با ماشینشون ساعت ها ترافیک رو تحمل میکنن تا برسن باشگاه بدنسازی و سوار دوچرخه بشن سکوت کنیم…
بابک...
از پیامبرانت داود را دوست دارم که معجزه اش موسیقی بود!
بابک...
اینم یه حقیقت دیگه که مو لا درزش نمیره
جمله ” تا۵ دقیقه دیگه آماده ام.” خانوما
و جمله ” تا ۵ دقیقه دیگه خونه ام.” آقایون
یه معنی رو میده!!!
بابک...
فک کن باباها میتونستن فکرمونو بخونن , یعنی هر ثانیه یه چک خوابونده بودن زیر گوشمون ....