دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

یکی از فامیلامون رفته بود هند تو مهمونی از خاطرات هند رفتنش داشت واسه ما میگفت: تو هند خیلی به ما احترام میذاشتن، بعضیاشون انگار داشتن ما رو می پرستیدن یهو وسط خاطره گفتنش پدر بزرگم گفت : آره هندیا اکثریتشون گاو پرستن

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

پسره میره کافه و کنار یه دختر خوشگل میشینه پسره مرتب به ساعتش نگاه میکنه تا اینکه دختره بهش میگه : شما منتظر کسی هستید؟ پسره میگه : نه! من فقط دارم به ساعتم نگاه میکنم ، آخه تازه خریدمش ، جدیدترین مدله! دختر : جدی! ، مدرنه؟ ، امکاناتش چیه؟ پسر : آره خب مدرنه ، یکی از امکاناتش اینه که از طریق اشعه آلفا با من ارتباط برقرار میکنه ، یه جور تله پاتی! ......دختر : واه! چه جالب ! الان داره ساعتتون چی میگه؟ پسر : داره میگه شما چرا لباس زیر ندارین؟ دختر: بله!! من که لباس زیر دارم!! پسر : اوه ! ساعت لعنتی!! فکرکنم یک ساعت جلو رفته :/

بابک...
بابک...

یکی از فانتزیام اینه که داف دانشگاه بخوره زمین همه بهش بخندن...بعد من برم دستمو دراز کنمو بگم بلند شو عزیزم...تا حالا سقوط یک فرشترو ندیده بودم...و در حالیکه اشک تو چشای اون دافه جمع شده حراست دانشگاه یکی از آهنگای آروم انریکرو بذاره و منو دافه تو افق محو بشیم...دوستامم ازمون فیلم بگیرن...به بچه های محل نشون بدن پرچمم بره بالا

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

" بیا دوست معمولی باشیم " ترجمه : بخواب تو آب نمک هروقت حوصلم سر رفت باهات بازی کنم ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بابک...
بابک...

بانوان پاسخگو باشن لدفن : زير مقنعه يه كليپس اندازه يه خوشه مــــوز ميذارن .. لب هارو بزرگ كه چه عرض كنم ؛ اندازه ايزوگام ميكنن .. ابرو از بين ميره تبديل به موكت ميشه .. موژه هارو بلند ميكنن تا به ابرو برسه .. چشم ها اندازه پرژكتور استاديوم آزادي .. لپ يا همون گونه از بين ميره يه تپه بجاش ميكارن .. به بقيه جاها كار نداريم فقط شما كه انقدر دوس داريد برآمده باشيد چرا دماغ رو عمل ميكنيد ؟! خب اون كه اندازه يه گلابي داره خودنمايي ميكنه چيكارش داريد خب ؟!

بابک...
بابک...

ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﮊ ﻟﺐ ﺭﻭ ﻣﯿﮑﺸﻦ ﺗﺎ ﺑﺎﻻﯼ ﻟﺒﺸﻮﻥ نوه ی همون ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﺍیی هستن ﮐﻪ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮنو ﺗﺎ ﺯﯾﺮ ﺑﻐﻞ ﻣﯿﮑﺸﻦ ﺑﺎﻻ..!

بابک...
بابک...

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺻﻠﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﯾﺎﻟﻮﮒ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﻫﺎﯼ GEM tv : ﺍﯾﻦ ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯿﺎﺩ ﻣﺎﻝ ﮐﯿﻪ؟!

بابک...
1365090335611212_large.jpg بابک...
در میکده

گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن ! به رفتن که فکر میکنی ؛ اتفاقی میفتد که منصرف میشوی .... میخواهی بمانی ، رفتاری میبینی که انگار باید بروی ! این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است ...

بابک...
بابک...
در Coma

این شهر آرام بود شاعر نداشت تا روزی که کلاغ‌ها زاغ موهایت را زدند ...

بابک...
بابک...
در Coma

نه اين‌كه فكر كني مرهم احتياج نداشت كه زخم‌هاي دل خون من علاج نداشت تو سبز ماندی و من برگ‌برگ خشكيدم كه آنچه داشت شقايق به سينه كاج نداشت منم ! خليفه‌ي تنهاي رانده از فردوس خليفه‌اي كه از آغاز تخت و تاج نداشت تفاوت من و اصحاب كهف در اين بود كه سكه‌هاي من از ابتدا رواج نداشت نخواست شيخ بيايد مرا كه يافتنم چراغ نه ! كه به گشتن هم احتياج نداشت

بابک...
بابک...
در Coma

آن دختركي كه ياس آتش ميزد در ذهن همش حواس آتش مي زد دهقان فداكار خيالم بود و در دفتر من لباس آتش ميزد

بابک...
بابک...
در Coma

يك سيب براي كفر آدم بس بود يك عمر براي دل من غم بس بود بانو! بخدا ديدن چشمان شما يك بار براي هفت پشتم بس بود لا شعرَ وَ لا غزلْ بجز چشمانت لا عَذْبَ ولا عسلْ بجز چشمانت تو معجزه اي، براي اثبات خدا- لا حَرْفَ و لا مَثَلْ بجز چشمانت افتاده بروي قرص ماهم سايه هم نور كنار پنجره هم سايه از صورت خود بزن به يك سو ديگر موهاي سياه، دختر همسايه...

بابک...
بابک...
در Coma

پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا نام خدا نبردن از آن به که زیر لب بهر فریب خلق بگویی خدا ، خدا ! فروغ فرخزاد

بابک...
بابک...

دختر عمم چهار سالشه رفتم خونشون میبینم دستاشو با روسرى محكم بسته بش میگم چیییی كاااااار میكنى؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! میگه دارم تمرین میكنم كه اگه دزدیننم بتونم دستامو باز كنم!!!!!!!! من:هاااااااااان!!!!!!!!!؟ ینى من اصن موندما!!!!!

بابک...
بابک...

دوســـت دارم یــه نــیــســان داغــون بــخــرم بـــاهــــاش بــــرم تــــو خـــیــــابـــون هــــرکــــی مــیــاد از ســـمـــت راســـتـــم ســبــقــتـــــ بــگــیــره بـــزنـــم کــتــلــت کـــنــم تــا دیــگـه خـلــافــــ نــکـنــه لــایک= پــسـره ی روانـی مــگــه مـریـضـی آخـــه؟؟؟