دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

مراقب باشید که نور دنیا چشمتان را نگیرد، که بعد از ثروتمندشدن به کارهای نادرست کشیده می شوید.

بابک...
بابک...

. کاسه ی سر را تهی کن وانگهی با سر بگو ای مبارک کاسه ی سر عشق را پیمانه باش . مولوی (ره)

بابک...
بابک...

دوستت خواهم داشت در سکوت که مبادا در صدایم توقعی باشد که خاطرت را بیازارد.

بابک...
بابک...

چند سالی است حال ما دیدنیست حال ما از این و آن پرسیدنیست گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفأل می زنم حافظ فرزانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت "ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم" @*** عـ ـلـ ـي ***

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

سکوت بهترین تفسیر دوست داشتن است مهم، با هم بودن نیست به یاد هم بودن است. @Pouya

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

ستاره ها هیچ گاه از خاطر آسمان نمی روند... بگذار دل من آسمان باشد و یاد تو ستاره! @ᾋṨἬἝƓἬ

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

نعمتهای آسمان همیشه باران و نور نیست، گاهی خداوند دوستانی را بر ما نازل میکند از جنس آسمان، به زلالی باران و به روشنایی نور. . . . تقدیم به تو که نعمت خدایی. @☫ ᙓ ᕼ ᖙ ᓰ ♏ ☫

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

دنیا نباشد! فقط کوچه ای باشد و اندکی باران و دوستی که زلال تر از باران است... @deldeleh

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

من جفت "ه ی چ" می آورم تا تو برده باشی ؛ همانطور که شعرهای بد را من می نویسم تا شعرهای خوب بماند برای تو ...!!! @رها

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

گنجشکی که از مترسک بترسد، از گرسنگی می میرد. چگوارا ...

بابک...
بابک...

سلام...

بابک...
بابک...

من دیوانه ام دیوانه نمی گوید : دوستت دارم ! دیوانه تمام دوست داشتن را ؛ به هر جان کندنی ، جمع می کند از هر دری .... می زند زیر بغل ؛ می ریزد پای کسی که : قرار نیست بفهمد دوستش دارد!!!

بابک...
بابک...

گوشهایم را می گیرم... و چشم هایم را می بندم... و زبانم را گاز می گیرم... ولی... حریف افکارم نمی شوم... چقدر دردناک است... فهمیدن و به زبان نیاوردن ...!