بابک...
روزی شیخی از کودکی خردسال پرسید : فرزندم ! مسجد این محل کجاست ؟کودک گفت: آخر همین خیابان ، به طرف چپ بپیچید ، آن جا گنبد مسجد را خواهی دید .روحاني گفت : آفرین فرزند ! من هم اکنون در آنجا سخنرانی دارم ، تو میخواهی به سخنانم گوش دهی ؟کودک پرسید : درباره چه چیزی صحبت میکنی ، حاج آقا !؟روحاني گفت : می خواهم راه بهشت را به مردم نشان دهم .کودک خندید و گفت: تو راه مسجد را بلد نیستی می خواهی راه بهشت را به مردم نشان بدهی !
بابک...
كاش به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذشت !!!@drsas
بابک...
ديشب دفترچه قسطامو ورق ميزدم تمومی نداره ... تا آخر عمر بدهکار ...
بابک...
تو نمازت را بخوان بچه های فقیر هر روز روزه ات را می گیرند.....
بابک...
گاهی باید بــه فــ ـ ـ ـ ـ ـ ـــاصله ها خوش آمد گفت .. شاید آمده اند تا بخشی از حماقت هایمان را جبران کنند !!!!
سلام
14 سال و 4 روز و 22 ساعت و 27 دقيقه قبل
14 سال و 4 روز و 22 ساعت و 26 دقيقه قبل