با توأم ای لنگر تسکین ای تکانهای دل! ای آرامش ساحل! با توأم ای نور! ای منشور! ای تمام طیفهای آفتابی! ای کبود ِ ارغوانی! ای بنفشابی! با توأم ای شور ، ای دلشوره ی شیرین! با توأم ای شادی غمگین! با توأم ای غم! غم مبهم! ای نمی دانم! هر چه هستی باش! اما کاش... نه، جز اینم آرزویی نیست: هر چه هستی باش! اما باش! @*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°•
الفبای درد از لبم می تراود نه شبنم ، که خون از شبم می تراود سه حرف است مضمون سی پاره ی دل الف ، لام ، میم از لبم می تراود چنان گرم عشقم که آتش به جای عرق از تبم می تراود ز دل بر لبم تا دعایی بر آید اجابت ز ِ هر یاربم می تراود ز دین ِ ریا بی نیازم ، بنازم به کفری که از مذهبم می تراود @nila
بی گمان ، نقش رخت از دل بی تاب نرفت چشم بیمار من از عشق تو در خواب نرفت قاصدک با دل من بی خبر از عشق ، نگفت بی سبب ، قاصدک از عشق به مرداب نرفت گفتی و چنگ زدی بر دل مجروح ، انگار آه و فریاد من از " فرش" به مهتاب نرفت سالها در پی تو بودم و از بی خبری مزدی از جانب تو بر منِ بی خواب نرفت یارب آن وقت رسیدست که با من باشی دست من گیر ، که دستم ز می ِ ناب نرفت @رها
پنداشتی چون كوه ،کوهِ خامش دمسردم؟ بی درد ، سنگِ ساكتِ بی دردم ؟ نی : قله ام، بلند ترین قله ی غرور اینك درون سینه ی من التهابهاست هرگز گمان مبر، شد خاطرات تلخ فراموشم هر چند به مانند كوه، ساكت و سردم _لیك آتشفشان مرده ی خاموشم. @رها
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم! ببرم بخوابانمش! لحاف را بکشم رویش! دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم! حتی برایش لالایی بخوانم.. وسط گریه هایش بگویم: غصه نخور خودم جان! درست می شود!درست می شود! اگر هم نشد به جهنم... تمام می شود... بالاخره تمام می شود.. @شــِــیـــــدآ
زنان موجودات عجیبی هستند! مقاوم جلوه میکنند درحالیکه ... کوجکترین مشکلات را دوام نمی آورند ساده و زودباور جلوه می کنند در حالیکه هیچ دروغی را باور نمیکنند فراموش کار جلوه می کنند در حالیکه هیچ اهانتی را فراموش نمیکنند تا زمانی که مردی را عاشقانه دوست بدارند آن زمان اشتباهاتش را می بینند اما فراموش می کنند دروغ هایش را می فهمند اما باور می کنند مشکلاتش را می بینند اما دوام می آورند زیرا که صادقانه عشق می ورزند.. . تــــــو مخاطبـــ نبـــــودی که خاص بشـــــــی خاص بـــــودی که مخاطبـــــ شــــــدی . . .! @✿.•*´BITA ✿.•*´
گاه می اندیشم، چنان مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم، همین مرا بس که کوچه ای داشته باشم و باران ... و انسان هایی در زندگیم، که زلاتل تر از باران هستند ... @محـــمد
ما بچه که بودیم از لولو میترسیدیم. الان دختر خالم 4 سالشه یه دوست تخیلی داره اسمشو گذاشته لولو. با من قهر میکنه میگه لولو جون بیا بریم این نمیهمه... بخدا اینا بچه نیستن گودزیلان!!