دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

مــــجنون کـــــجایی ؟ بـــــیـــا ایــــنجـــا لیلی زیاد شــــده است شــــهر پــُر از بـــــیمــارستان هایی ست که پـُر شده اند از لیلی هــایِ شکـــست خـــورده لیلی هـــــایی که خـــــسته انــــد از نبـــودنِ مجـــنونشان فکــــــرش را هم میکردی ...؟؟؟ @☫ ᙓ ᕼ ᖙ ᓰ ♏ ☫

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بابک...
بابک...

بیا حواس خدا را پرت کنیم ؛ تو صداش کن ، من دزدکی فاصله ها رو بر می دارم .@NANAziiiiiii

بابک...
بابک...

هرگز گنجشکی را که توی دستت داری به امید گرفتن کبوتری که در هواست رها نکن ... @محـــمد

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

شاهد بوده ای لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟ و آنجا که پیش از آن چه حریصانه و ابلهانه .. می نوشد پرنده؟ تو آن لحظه ای! تو آن تیغی! تو آن آبی! من... من آن پرنده بودم............

بابک...
بابک...

سخنت را به قهر در پیاله ی چشمهایم نریز.. هوایشان پر از دام عاشقی ست.. بگذار تا آفتاب بر نیامده شبهایت را باشند... @aloNE**

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

این روزها دلم غریبی میکند دلم،دلی را میخواهد که برایش دل باشد عــــــــشق باشد مهر باشد دلم تنها یک دل میخواهد هــمین ....................................

بابک...
بابک...

برقص ! گویا هرگزکسی تو را نمی بیند .... عاشق شو! گویا هرگز کسی دلت را نشکسته است .... و زندگی کن.... گویا بهشت همین اینجاست

بابک...
بابک...

کاش میشد بچگی را زنده کرد کودکی شد کودکانه گریه کرد شعر قهر قهر تا قیامت را سرود ...ان قیامت که دمی بیشتر نبود فاصله با کودکی هامون چه کرد کاش میشد بچگانه خنده کرد @نــازی SG

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بابک...
بابک...

کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت، سفری بی همراه، گم شدن تا ته تنهایی محض، یار تنهایی من با من گفت: هر کجا لرزیدی، از سفرترسیدی، تو بگو، از ته دل من خدا را دارم... @✿.•*´BITA ✿.•*´

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

خاطراتت صف کشیده اند ! یکی پس از دیگری ... حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند !! و من ... فرار می کنم از فکر کردن به تو مثل رد کردن آهنگی که ... خیلی دوستش دارم خیلی !!!

بابک...
بابک...

شعر .. کلاهی ست که بر سرم میگذارم !.. تا روزهای سرد بی تو .. سرم را گرم کند !!

بابک...
بابک...

مي بيني ؟ اين خاطرات يك مشت واسطه هاي بي مصرفند يادهايي بي دست و پا كه به هيچ روایتي راه پيدا نمي كنند! @امیر (رهگذر)

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

کاش شعری داشتم غمگین نبود زبانی داشتم زمان نداشت گذشته می گذشت از من تنها حال تو را می پرسیدم و تو حال مرا می فهمیدی. @رها

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

خدا و تقدیرش را دوست تر میدارم وقتی اعجاز آفرینش در چشم های توست، چشم های تو سوژه شعر هر شاعریست بی وزن، بی قافیه نه غزل نه مثنوی چشم های تو، خود، سبک شعر من است...!

بابک...
بابک...

باز ... خوابت را دیدم , بیا این بار تدبیر کن ... نه ... تعبیر !!!