دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بهامین

بهامین
مرد - مجرد
امتیاز: 772.7

دنبال‌شدگان

(129 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(202 کاربر)

گروه‌ها

(12 گروه)

بازدید

بهامین
بهامین
توسط موبایل در سیاوش قمیشی

www.siavashghomayshi.org سایت رسمیه استاد سیاوش قمیشی

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

سلام

یاس
یاس

آدما همشون یه جورن، با اومدن یکی اون یکی دلشون رو میزنه. . .

میترا
میترا

دیشب رفتم بقالی یک بسته هوا بخرم بیشورا دوسه تا چیپس هم ریخته بودن توش..نامرد کارخونه هوا سازی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
كوچيك
كوچيك

اگه یه روز بری و بری و بری و بری و بری و بری و به خونتون نرسی ... اونوقت میفهمی کلاغ قصه ها چی میکشه!

یاس
love-AND-fun-85.gif یاس

♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
صدف ناز.jpg ♪★☂sadaf_daryayi☂★♪

مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می‌شود و چیزی را از روی زمین بر می‌دارد و توی اقیانوس پرت می‌کند. نزدیک تر می شود، می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می افتد در آب می‌اندازد. - صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می خواهد بدانم چه می کنی؟ - این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد. - دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمی‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی کند؟ مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت: "برای این یکی اوضاع فرق کرد… !"

♣.ĻĕÿĹã.✿
♣.ĻĕÿĹã.✿

شب خوش و خدانگهدااااااااار

♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪

همه ی دفتر ها را خواندم و همه ی کتاب ها را نوشتم! تو کجایی پس؟

بانو جاسمین
بانو جاسمین

♣.ĻĕÿĹã.✿
♣.ĻĕÿĹã.✿

اونای که دنــبالــمن 239 اونایی که دنبالشــــــــونم 284 این وسط 45 نفر هنوز منو ندیدن

♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪

سلام و وقت بخیــــــــر

♣.ĻĕÿĹã.✿
♣.ĻĕÿĹã.✿

اولين سوال پسرا از استاد در شروع ترم:استاد نه ونيمُ ده مي‌دين؟

الهام
الهام
توسط موبایل

امروز زنگ شيمى معلم شيمى بهمون گفت كله سال دو بار حقه اجازه گرفتن از درس رو دارين اونم اگه پاتون بشكنه دستتون بشكنه.....برگشتم گفتم قلبمون بشكنه يه نگاهى بهم كردو فقط گفت بيرون

بهامین
بهامین
توسط موبایل در بروبکس توییت