بهاره
"روزانــه هزاران انســان به دنیــا می آینـــد ، امــا "'انســانیت'" در حال انقــراض است!" گناه مادران نیست بند ناف از پسِ تزریق انسانیت بر نمی آید
بهاره
من دلم میخواهد خانهای داشته باشم پر دوست، کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو...؛ هر کسی میخواهد وارد خانه پر عشق و صفایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند. شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست... بر درش برگ گلی میکوبم روی آن با قلم سبز بهار مینویسم ای یار خانهی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر " خانه دوست کجاست؟ "
بهاره
رابطه ها زمانی زیبا میشوند که برای یاد کردن هیچ دلیلی جز دلتنگی نباشد.
بهاره
لبخند بزن بی بهانه مثل زمزمه بارون...
بهاره
ایستادگی کن تا روشن بمانی شمع های افتاده خاموش می شوند
بهاره
زننده ترین حیواناتی که من تا کنون دیده ام چاپلوسانند، آنها از دوست داشتن سر در نمی آورند و فقط تقلید عاشق شدن را می کنند
بهاره
موفقیت برای اشخاص کم ظرفیت مقدمه گستاخی است .
بهاره
گرچه ما خوابیده اندر سایه ایم / در رفاقت تا قیامت پایه ایم
بهاره
حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد
بهاره
گاه ازغروب بی عاطفه شب خسته شدی به یاد تنها کسی باش که به یادتوست
بهاره
در دشمنی دورنگی نیست . کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند
بهاره
همه بشرند اما فقط بعضی ها انسان اند
بهاره
کدام کشور را فتح کنم تا حاضر شوی مرا شهردار دهکده ی قلبت کنی ؟
بهاره
تنهایى آدما به عمق یک دریاست، اما براى پر کردنش یه قطره محبت کا[!]ت!