دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بهاره

بهاره
زن - متاهل
امتیاز: 652.3

دنبال‌شدگان

(136 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(116 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بهاره
بهاره

-زندگی جیره ی مختصری است,مثل یک فنجان چای و کنارش عشق است,مثل یک حبه ی قند زندگی را با عشق نوش جان باید کرد.

بهاره
بهاره

دلم روزهای خوب می خواهد روزهایی که آرزو می شوند. روزهایی که مثل سایه می آیند و می روند دلم یک روز سفید با رگه هایی از نور می خواهد روزی که انتهایش یک شب روشن باشد. یک روز پر لبخند / پرآرامش و یک روز پر از مداد رنگی

بهاره
بهاره

زندگی بوم سفیدیست من وتو نقاشان این صفحه ایم ٬ زندگی را میتوان زیبا نگاشت زندگی را میتوان رنگی کشید: اندکی رنگ محبت ٬ بیشتر رنگ عشق ٬ سایه روشن هایی هم رنگ صفا!

بهاره
بهاره

سخن از پچ پچ ترسانی در ظلمت نیست سخن از روزاست و پنجره های باز و هوای تازه و اجاقی که در آن اشیائ بیهوده می سوزند و زمینی که در کشتی دیگربارور است و تولد و تکامل و غرور سخن از دستان عاشق ماست که پلی از پیغام عطر و نور ونسیم بر فراز شبها ساخته اند

بهاره
بهاره

زندگی دفتری از خاطره هاست یك نفر در دل شب یك نفر در دل خاك یك نفر همدم خوشبختی هاست یك نفر همسفر سختی هاست چشم تا باز كنیم عمرمان می گذرد ما همه همسفریم....

بهاره
بهاره

هنگامی که سایه از حجم ساعت زندگی پر می شود رگ لحظه ها با تلنگری به گذشته در زمان متوقف می شود ؛ چه آهنگ دل انگیزی دارد زندگی در این سکوت لحظه ها ؛ در این ایستگاه زمان که ایستاده بر روی شیشه ؛ چه لذتی دارد زمان را متوقف کنی در دهلیز زندگی ؛ در نقطه ای از زمان که می خواهی برای ابد در آن بمانی... آن کدام نقطه از زمان هست؟؟

بهاره
بهاره

میگن هر کسی یه گمشده ای داره و زمانیکه اون گمشدش رو پیدا کنه میتونه به آرامش برسه. اما مگه میشه تو این دنیای به این بزرگی هر کسی بتونه گمشدشو پیدا کنه. آخه چه جوری امکانش هست اگر کسی اشتباها گمشدی یکی دیگه رو صاحب بشه تکلیف چی؟ اگه کسی گمشدی خودش رو پیدا کنه اما دست تقدیر نذاره بهم برسن اون وقت چی؟ اگه کسی هیچ وقت گمشدی واقعی خودش رو پیدا نکنه چی میشه؟ یا اگه کسی گمشده خودش رو پیدا کنه اما اون گمشده؟...

بهاره
بهاره

دروغ میگویند ساعتها عرض رنجها را شماره نمی کنند کوک می کنیم تا از سرنوشت قصه ها عقب نمانیم چراغ خاموش نابودیمان را پیش می برند دریغ از یک بار شمارش رنجهایمان کاش ساعتها بخوابند تا حقیقت یابند رویاهایمان!

بهاره
بهاره

خیلی وقت ها مهمترین حرف میان دو نفر، همونی که هرگز به هم نمی گن.

بهاره
بهاره

انگشتاتت را به من قرض بده برای شمردن لحظه های نبودنت کم آوردم!…

بهاره
بهاره

ساعتها رو به روزها گره می زنم و روزها رو به شبا می بافم.همه لحظات تنهایی ام رو تو صندوقچه خاطرات میزارم و اونو می بندم.می خواهم خاطراتم رو هدیه کنم به آینده،آینده رو هدیه کنم به زندگی،زندگی رو هدیه کنم به عشق و عشق رو هدیه کنم به...؟؟؟؟؟

بهاره
بهاره

آیینه به من می خندد او هم یخ زدگی احساسم را به سخره گرفته در این شب تار خورشید را نمی خواهم به شعله شمعی قانع ام فریاد نمی خواهم در این سکوت... به قطره اشکی قانع ام عشق نمی خواهم گرمای محبتی را بس است خنده نمی خواهم شنیدن تپش های قلبم هم غنیمت است گریه نمی خواهم جز ذره ای آرامش آرامشی که مدتهاست روی از من گرفته و با من غریبه شده .

بهاره
بهاره

هر که را از دست می دهیم... بی آنکه بخواهیم پاره ای از وجود ما را با خود می برد... پس سعی کنیم کمتر از دست بدهیم تا وجودمان صد تکه نشود.....

بهاره
بهاره

قلب کفشم در پاشنه اش لرزید،بس که خالی های سنگ فرشِ خیابان خیالت او را شوک داد.وسایه ات درپیاده روی توهم درگیر بود با گودالی از باران تردید دیروز! گفتی : دمپایی های راحتی همین نزدیکیست! کفش هایت را رها کن! سیبِ حرفهایت را خوردم! و دیدم کفشهایم را که شتابان از مزرعۀ قلبم می گذرند رفت در کُما قلبم بدون حتی همان دمپایی های راحتی!!!

بهاره
بهاره

اگردردنیاچیزی باشدکه به ماانگیزه ی ادامه ی زندگی بدهد, آن چشم اندازعشق است که پلی است برای عبورازتنهایی ولمس احساسی خاصو شیرین.