دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بهاره

بهاره
زن - متاهل
امتیاز: 652.3

دنبال‌شدگان

(136 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(116 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بهاره
بهاره

«میلان کوندرا » نخستین گام برای از بین بردن یک ملت ؛ پاک کردن حافظه آن است . باید کتابهایش ؛ فرهنگش وتاریخش را از میان برد . بعد باید کسی را واداشت که کتاب تازه ای بنویسد. فرهنگ تازه ای را جعل کند و بسازد ؛ تاریخ تازه ای را اختراع کند . کوتاه زمانی بعد ملت آنچه بوده را فراموش می کند ؛ دنیای اطراف نیز همه چیز را حتی با سرعت بیشتری فراموش می کند.

بهاره
بهاره

پرسشی چون برگی در باد٬ سرگردان میان ذهنم می چرخد. در پی پاسخی نا معلوم می گردم. عشق کجا میرود٬ وقتی قلب هامان برای تپش به بهانه نیاز دارد؟ چرا چشمها دیگر از دیدن هم برق نمی زنند؟ چرا هیچ کس به دیدن تنهایی نمی آید؟

بهاره
بهاره

درخانه قلبم خانه کرده ای واین کلبه محقر را پر از وفا کرده ای هرجای این کلبه را که مینگرم جز نور وفا وعشق وصفا چیزی نمیبینم آسمان دلم را هم تو پر کرده ای از ابرهای باران زای محبت عشق وفا که درمیان آن رنگین کمانی از مهرت تو خودنمایی میکند ودر وجودم آبّشاری ازمحبت تو جاریست که مرا ازعشق سیراب میکند.

بهاره
بهاره

انواع روش های خودکشی مرگ موش ، طناب دار ، قرص خواب ، پرش از بلندی ، رفتن ریز قطار ! اما همه ما شوهر کردن را انتخاب کردیم ! مرگی آرام ، مطمئن ، تضمینی ، تدریجی !

بهاره
بهاره

بغضهایم را به ابرها می‌دهم و قلبم را از نام تو پر می کنم باران که ببارد آواز قلبم شنیدنی است...

بهاره
بهاره

من و تو همسایه خدا بودیم ما به دنیا آمدیم و همه چیز تمام شد ما دیگر نه همسایه هم بودیم و نه همسایه خدا. ما گم شدیم و خدا را گم كردیم ... یادت میاد جمله آخر خدا رو؟ از قلب كوچك تو تا من یك راه مستقیم است. اگه گم شدی از این راه بیا بلند شو . از دلامون شروع كنیم... تا خدا راه زیادی نیست...

بهاره
بهاره

بعضی آدمهــــــا یهـو میــان ... یهـو زندگیـتـــــو قشنگ میکنن ... یهـو میشن همــــــه ی دلخـوشیت .... یهـو میشن دلیـل خنــــــده هات... یهـو میشن دلیل نفس کشیــــدنت ... ...بـعــــد همینجـوری یهـو میــــــرن .... یهـو گنـــــــــــد میـزنن بـه آرزوهــــات ... یهـو میشن دلیل همــــــــه ی غصــه هات و همـــــــه ی اشکات . . یهـو میشن سبب بالا نیـــومدن نفسـت

بهاره
بهاره

آخر قصه را بردار و با خودت ببر... همان یکی‌ بود و یکی‌ نبود... همان گنبد کبود را برای من بگذار... در فکر شروعی دوباره ام... من بودم و هنوز کسی دیگر نبود....!

بهاره
b,w,smoking,woman-601f216de87e0a1c192e2220c224c37f_m.jpg بهاره

تو آن‌ طرف حرف می‌زنی حواست نیست این ‌طرف پُک‌ها مدام عمیق‌تر می‌شوند...

بهاره
بهاره

من زنم!! بازیچه دست تو نیستم ... مرا هم چون تو آفرید ............ با همان شمایل و گاه هم زیباتر از تو تا زندگی کنم برای خودم نه بردگی کنم برای تو

بهاره
بهاره

بار آخر ، من ورق را با دلم بُر میزنم ! بار دیگر حکم کن ، اما نه بی دل ! با دلت ، دل حکم کن ! حکمِ دل : ... هر که دل دارد بیندازد وسط ، تا ما دلهایمان را رو کنیم ... ... ... دل که رویِ دل بیفتد ، عشق حاکم میشود ... پس به حکمِ عشق ، بازی میکنیم . این دلِ من ! رو بکن حالا دلت را ! دل نداری ؟! بُر بزن اندیشه ات را ... حکم لازم ، دل سپردن ، دل گرفتن ، هر دو لازم !

بهاره
بهاره

دوری فقط تعبیریست که فاصله ها از ما دارند، اما بی خبرند از نزدیکی دلهایمان!

بهاره
بهاره

اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز.

بهاره
بهاره

چرخهای سنگین و زنگ زده ی زندگی با دستهای نامرئی امید می چرخد.

بهاره
بهاره

خاطره ی شادیهای دیروز تلخ ترین غمی است که امروز دارم