@بهاره تمام شد تمام من ببین چه گریه میکنم ... که ناتمام مانده ام در این همه تمام ها بیا ببین تمام من زناتمامی من است که زنده مانده است هنوز اگر تمام میشدم تمام قصه های من تمام میشدند و من زناتمامیم دگر به نزد ناتمام تو تمام شعر ناب را که چون من و تو ناتمام در این رهی که ناتمام مانده است تمام نکرده ناتمام رها نکرده بودمش .
پیچکها به خود میپیچند
موریانه ها تنه ی نهال سرمست را آشیانه ساخته اند
و من درانتظارم
شاید پیچک بخشکد و
درخت بیفتد و
... موریانه ها بروند و
من در انتظار باشم و
تو ...
نیایی
@بهاره نمی شناسی ام، دیگر؟ منم، آن یار فرمانبر نگاهم، خیس و دستم، سرد دلم، صحرا و ذهنم، بر بیانم، تلخ و چهرم، تر تو آوردی به یادم، من کنون رفتی و ماندم، من دلم، خیس و نگاهم، خیس و دستم، خیس این همه پرسش؛ بی پاسخ، چیست؟ مرا آیا گناهی هست؟...
@بهاره چه سخت .. هم پاییز باشد ! هم ابر باشد ! .....هم باران باشد ..! هم خیابان ِ خیس باشد .. امـــــا.. نه تـــــو باشی .. نه دستی برای فشردن باشد !.. نه پایی برای قدم زدن باشد و .. نه نگاهـــی برای زل زدن....
چون ما تازه با هم آشنا شدیم اخلاقم دستت نیس دوستای چن سالم دیگه منو خوب میشناسن میدونن که برم برمیگردم هیچ دوستیو فراموش نمیکنم اونم دوستی مثه تو رو... به خدا اگه الان ازت پیامم نداشتم حالتو می پرسیدمو برات پیام میذاشتم
آمدم و دیدم
...
15 سال و 27 روز و 6 ساعت و 6 دقيقه قبلالكي نگو كه نديدي
15 سال و 27 روز و 6 ساعت و 1 دقيقه قبلووووووووووووووووووواااااااااااااااای... تو که هستی..... هووووووووووورا

15 سال و 27 روز و 5 ساعت و 17 دقيقه قبلاره هستم گلم
15 سال و 27 روز و 5 ساعت و 15 دقيقه قبلمنم اینجام
15 سال و 27 روز و 4 ساعت و 35 دقيقه قبل