دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

maryam
زن - مجرد
امتیاز: 1255

دنبال‌شدگان

(45 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(292 کاربر)

گروه‌ها

(24 گروه)

بازدید

مهداد
مهداد

سلام بچه ها من اومدم...هوراااااااااااااااااا

тħe ρяıи¢e øиłч
тħe ρяıи¢e øиłч

ﺍﺯ ﻣﺰﺍﯾﺎﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺍﮔﺮ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ۴ ﺳﺎﻝ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺸﺪﻥ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﮏﯾ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﻦ

тħe ρяıи¢e øиłч
тħe ρяıи¢e øиłч

این آخرشه!!بخونید!!! *امتحان* یکی ار دوستان تعریف می کرد من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم. ... والدینم خیلی کمکم کردند، دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود. فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…! اون دختر باحال، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با منشوخیهای ناجوری می کرد و باعث می شدکه من احساس راحتی نداشته باشم. یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی! سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت اگه همین الان 50 هزار تومان به من بدی بعدش حاضرم با تو... من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم. اون گفت: من میرم توی اتاق و اگه مایلی بیا پیشم. وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم.. یهو با چهره نامزدم و چشمهایاشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت:تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی. ما خیلی خوشحالیم که

mahsa
mahsa

یک داستان واقعی به نقل از "سروش صحت" صبح ها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم آنقدر در ایستگاه منتظر می مانم تا تاکسی مورد علاقه ام برسد. در واقع راننده این تاکسی را دوست دارم. راننده پیر و درشت هیکلی با دست های قوی و آفتاب سوخته و چشم های مشکی رنگ است که تابستان و زمستان سر شیشه ماشین را باز می گذارد و با آنکه چهار سال است بیشتر صبح ها سوار ماشینش می شوم فقط سه چهار بار صدای بم و خش دارش را شنیده ام. ماشینش نه ضبط دارد، نه رادیو و شاید همین سکوت، حضورش را این چنین لذت بخش می کند. ما هر روز از مسیر ثابتی می رویم، فقط چهارشنبه های آخر هر ماه راننده مسیر همیشگی مان را عوض می کند. یکی از چهارشنبه های آخر ماه به او گفتم «از این طرف راهمون دور می شه ها.» «می دونم.» دیگر هیچ کدام حرفی نزدیم و او باز هر روز از مسیر همیشگی می رفت و چهارشنبه های آخر ماه مسیر دورتر را انتخاب می کرد. چهارشنبه آخر ماه پیش وقتی از مسیر دورتر می رفت، سر یک کوچه ترمز کرد نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت، بعد گفت؛ «ببخشید الان برمی گردم» و از ماشین پیاده شد. دوباره کمی این طرف و آن طرف را نگاه کرد، یک کوچه را ت

тħe ρяıи¢e øиłч
тħe ρяıи¢e øиłч

,ﻳﺎﺩﺵ ﺑﺨﻴﺮ ﻗﺪﻳﻤﺎ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ﻣﻴﺮﻓﺘﻴﻢ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺑﺎ 2ﺗﺎ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ، 3ﺑﺴﺘﻪ ﭼﻴﭙﺲ، 4ﺗﺎ ﺑﺴﺘﻨﻲ، 5ﺗﺎ ﺷﮑﻼﺕ ﻣﻴﻮﻣﺪﻳﻢ ﺑﻴﺮﻭﻥ. ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﺩﻳﮕﻪ ﻧﻤﻲﺷﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺩﻭﺭﺑﻴﻦ ﻫﺴﺖ!! (((((:

این ارسال را بازنشر کرده است.
тħe ρяıи¢e øиłч
тħe ρяıи¢e øиłч

به نظرتان خانم ها بيشتر تو چه سنی متلک های خيابانی می شنوند؟ - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - الف) وقتی دانش آموز هستند ب) وقتی دانشجو هستند ج) وقتی ازدواج می کنند و با بچه خود می روند خرید د) ز گهواره تا گور کلاً

امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

شروع نکرده ....تمام ...سر خط........دفترم ننوشته سیاه شد، سفید مشقهایم ..............هیچکس

aynor
aynor

اعتراف میکنم " خرمالو " می بینم کاملا ندید بدید میشم ........ ا ِخو بمن چه خوشمزه س ...

{MITRA}{فرشـــته*♥*کوچولــــو}
{MITRA}{فرشـــته*♥*کوچول...
توسط موبایل

پر از .... خواباتون .... با بای

♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

شب بخیر همهگی ........

AMIR NG
AMIR NG
در حرف دل

سلام ...

maryam
maryam

nafahmidi man oonam ke toro tanhat nemizaram...havaset nist