elnaz
هیچی بدتر از این نیست که یکیو کنارت بخواهی ولی وقتی دستتو می بری سمتش، دستت بخوره به تخته نیمکت پارک این یعنی تنهایی...
elnaz
گیرم که تو عاقل....... بزرگ و زخم خورده و پشت دست داغ کرده...! با کودک درونت چه میکنی... که محتاج لبخندی بی ادعاست....!!!
elnaz
تو تنهاییت را “شعر” میکنی...او “دود” ...دیگری “سکوت” ...من رو برمیگردانم و با گوشه ی دستم اشکهایم را پاک میکنم…سخته...
elnaz
با خودمان می گوییم، عادت می کنیم و با صراحت زیادی، این جمله را تکرارمی کنیم. آن چیزی که هیچ کس نمی پرسد، این است که: " به چه قیمتی عادت می کنیم؟ "
elnaz
کاری کردی لحظه لحظه هایم را سکوت فرا گرفت چه کردی بغض هایم هر شب میشکنند چه کردی خاطره هایم همه خیس اند تمام دقایقم مرده... دلم خوب نمیشه حتی یه خورده...
elnaz
از ﻋﺎدت ﺧﺴﺘﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ,از ﺗﮑﺮار ﺧﺴﺘﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ,از ﺗﮑﺮار ﺷﺪن ﻋﺎدﺗﻬﺎ ﺧﺴﺘﻪ ام!
elnaz
ایا میدانید " شاه دل " تنها شاهی است که سیبیل ندارد, و شمشیر یا خنجرش به جای اینکه رو به رویش باشد پشتش پنهان شده..!!!!
elnaz
شاید روزی برگردی و جای خالیم دلت را بسوزاند آنوقت فکرت جای دیگری نرود روزی تو رفتی دل من سوخت شنیده ای دنیا چقدر کوچک است.
elnaz
بدون من هوا سَرده... الان دآغی نمیفهمی...!!!
elnaz
اگه می خوای حال کسی رو بفهمی، ازش نپرس...! چون بهت دروغ میگه... هدفونش رو دربیار، ببین چی گوش میده...