elnaz
وقتی تو دنیای مجازی همیشه هستی یعنی تو دنیای واقعی خیلی تنهایی!!!
elnaz
چه یادگاری از تو مانده! شب, اتاقم ,پنجره باز, یک صندلی, سیگار, اشک بی اراده... همین
elnaz
چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی...
elnaz
از مرگ میترسم...! فقط به خاطر گریه های مادرم...
elnaz
" مادرم " مرا ببخش دردِ بدنم بهانه بود، کسی رهایم کرده که صدای بلند گریه ام اشک هایت را درآورد
elnaz
وقتی نیست نباید اشک بریزی... باید بگذاری بغض ها روی هم جمع شوند... و جمع شوند... تا کوتاه شوند تا سخت شوند... همین ها تو را میسازد... سنگت میکند... درست مثل خودش....
elnaz
گاهی وقتها آدمها.. ازیه جایی به بعد... ازیه روزی به بعد... ازیه ((نفر)) به بعد... دیگرهیچ چیزبرایشان معنا ندارد... نه رنگها... نه فصل ها.... نه خیابان ها... نه حتی زندگی..... گاهی وقتها آدمها ازیه نفربه بعد... فقط دلتنگند....!!!!!
elnaz
بد ترین شکنجه آن است... که دیگر نتوانی دوست بداری....
elnaz
باتمام بی کسی هایم، یکی رادارم هنوز...
elnaz
باز هم بلند شو ایستادن کسی که زمینش زده اند از کسی که به زور سر پایش نگه داشته اند زیباتر است..
elnaz
شیشه ای می شکند، و یکی میپرسد: که چرا شیشه شکست؟ شاید این رفع بلاست... دیگری میپرسد: شیشه ی پنجره را باد شکست؟ .. .. دل من سخت شکست...! هیچ کس هیچ نگفت... غصه ام را نشنید! از خودم میپرسم ارزش قلب من از شیشه ی یک پنجره هم کمتر بود...؟!
elnaz
رفت؟ به سلامت! من خدا نیستم که بگویم :صد بار اگر توبه شکستی باز آی... آنکه رفت به حرمت آنچه با خود برد.. حق برگشت ندارد... رفتنش مردانه نبود... لااقل مرد باشد بر نگردد.
elnaz
چشمانم را باز میکنم و تو نیستی... این بیرحمانه ترین اتفاق هر روز است
elnaz
دلم آرزوهای کودکیم رامی خواهد....