elnaz
دنیا را بد ساخته اند... کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد... کسی که تورا دوست دارد، تو دوستش نمی داری... اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد... به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند... و این رنج است
elnaz
مانند یک عقاب باشید! وقتی باران می بارد، همه پرندگان به سوی پناهگاه پرواز می کنند. بجز عقاب که برای دور شدن از باران در بالای ابرها به پرواز در می آید. مشکلات برای "همه" وجود دارد!
elnaz
ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ... ﺷﺒﻬﺎﯼ ﺑﺎﻗﯿﻤﺎﻧﺪﻩ ﻋﻤﺮﺕ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﺩﮔﯿﻬﺎ ﺻﺒﺢ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ...
elnaz
ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﻫﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺴﯽ ﺁﺭﺍﻣ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮﯾﺪ: " ﺑﻤﯿﺮﯼ ﺍﻧﺸﺎﺍﻟﻠﻪ " ﻭ ﻣﻦ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺰﻧﻢ " :ﺁﻣﯿﻥ "
elnaz
سلامتی همه اونایی که مثل من بغض تو گلوشونه ولی نمیشکنه...
elnaz
زندگی باید کرد /گاه بایک گل سرخ /گاه با یک دلتنگ/ گاه باید رویید/ درپس این باران/ گاه باید خندید برغمی بی پایان (لحظه هاتان بی غم)
elnaz
خندیدن، خوب است. قهقهه، عالی است. گریستن، آدم را آرام می کند. اما... لعنت بر بغض
elnaz
تقویمِ امسال هم.. با تقویمِ پارسال.. هیچ فرقی نمیکند.. وقتی.. زندگی.. تا اطّلاعِ ثانوی.. تعطیل است
elnaz
خاطراتت صف کشیده اند! یکی پس از دیگری... حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند! و من... فرار می کنم از فکر کردن به تو مثل رد کردن آهنگی که... خیلی دوستش دارم خیلی!
elnaz
به سلامتى سیگار, که ذره ذره نابود میشه, ولى ارامش اعصاب میده...
elnaz
مرا به تختم ببندید و سیگاری برایم روشن کنید و تنهایم بگذارید هرچقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید من دارم او را ترک میکنم...
elnaz
کام سیگار... تکیه بر دیوار... بیکار و بی عار... میسوزم و میسوزد... اشک میدهم و دود میدهد... من می افتم و سیگار میسوزد و میسوزد... من به پای تو سیگار به پای من...
elnaz
دوران کودکی در پیچ و تاب زندگی گم شد... روزگار دوستانم را گرفت... عشقم را عاشقی ربود... ما ماندیم و سیگاری کنج لب... ما ماندیم و تلخی چایی بدون قند... ما ماندیم و خش خش برگ های پاییزی زیر پا...
elnaz
بیش از اینها آه اری بیش از اینها میتوان خاموش ماند.. میتوان ساعاتی طولانی با نگاهی چون نگاه مردگان, ثابت, خیره شد در دود یک سیگار خیره شد در شکل یک فنجان.. میتوان با پنجه های خشک پرده را یکسو کشید و دید در میان کوچه باران تند می بارد..