☜-حــــــآجــــ
ﮁﺘﮧ انقد ادکلن ﻤﮯزﻧﮯ ﺒﮧ اوטּ تن وا موندت تو اﮔﮧ با ادکلن دوشمــ بگیرﮮ بازمــ بوﮮ کثافتکارﮮ ﻣﮯدﮮ ...
☜-حــــــآجــــ
گفته بودم نرو پا رو قلبم نذار گفته بودم به این زود ها کم نیار اما رفتی و نموندی دل و بدجوری سوزوندی چه ساده زدی زیرش زدی عهدت و شکوندی...(مادرم دلم برات تنگ است)آه
☜-حــــــآجــــ
هنوز هاج و واجم که چه جوری شد هر کاری کردم که از پیشم نره نمی دونستم که از این فاصله ها از این جدایی داره لدت می بره اون که می گفت مثل منه از جنس منه نمی دونستم دلش انقد از سنگه چقد به خودم دروغی می گفتم الان هر جا باشه واسه ی من دلتنگه...هه حاجــــــــــــــــی ساده