بردیا رضایی
بعضي ها مثل قرص جوشان هستند
وقتي تو ليوان بندازيش طوري كف ميكنند كه سر ميروند
اما كافيه كمي صبر كني
ميبيني كه از نصف ليوان هم كم ترند
بردیا رضایی
محكم باش وقتي خيلي نرم باشي راحت تو رو خم ميكنند
بردیا رضایی
نمی دانم چرا ، کجا ، تا کی ، برای چه ، ولی رفتی بی آنکه به فکر غربت چشمان من باشی
بردیا رضایی
بعضی از آدما چینی ان.... دست خودشون نیست، جنسشون خرابه…
بردیا رضایی
گر گرد كسي بسيار گردي گرچه بس عزيزي خوار گردي
بردیا رضایی
میرسد روزی که بی هم میشویم یک به یک از جمع هم کم میشویم میرسد روزی که ما در خاطرات موجب خندیدن و غم میشویم گاه گاهی یاد ما کن ای رفیق میرسد روزی که بی هم میشویم...
بردیا رضایی
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟
بردیا رضایی
هميشه سقوط ادم از وقتي شروع ميشود كه فكر ميكند دارد پرواز ميكند
بردیا رضایی
تو ميخواستي بشي سنگ صبورم تو شدي سنگ و من هنوز صبورم
بردیا رضایی
كاش مثل خاطراتت براي ماندن سرسخت بودي
بردیا رضایی
فحــش بي جـــواب هـم درد دارد عـشــق بي جـواب جـــاي خــود...
بردیا رضایی
توسط موبایل
خيلي از اونايي كه بودن ديگه نيستن چون ديگه نيستن اونايي كه بودن
بردیا رضایی
توسط موبایل
با بعضیا اصلاً نمیشه معمولی باشی یا باید نزدیکترینت باشن ، یا اصلاً تو زندگیت نباشن
بردیا رضایی
توسط موبایل
بعضی خاطرات مثل مین های عمل نکرده توی روحت کاشته شده اند با یک حرف می ترکانندت ... !
بردیا رضایی
سـلامتي كسي كه بــراش اشكــــــ ريـختـم و رفــــت واسـه رفيقاش تعـريفــــ كــــرد و خـنـديــــــد . . .