همه دردسرهاي يك سريال ايراني :: يكي از جذابيتهاي انكارناشدني تلويزيون كشورمان، نقشآفريني بانوان ايراني در سريالهاييست كه جداي از ساختار نامناسب و مفاهيم پيشپا افتاده، مشكل حاد ديگري ندارند. حتما شما هم در اين فيلمها و سريالها ديدهايد كه زنهاي ايراني در خانههاي خود با چه سر و وضعي به رختخواب ميروند و يا از خواب بيدار ميشوند؛ البته اعتراف ميكنيم كه مردها هم در در اين فيلمها و سريالها خيلي راحتتر از خانمها نيستند. با اين اوصاف شما فكر ميكنيد براي بچههاي امروزي كه از كنجكاوي زياد رنج ميبرند، در حين تماشاي يك سريال چه سوالاتي پيش ميآيد؟ :::> دیدگاه
«نه قربونت برم عزيزم، اما يه بچه خوب كه وسط فيلم اينقدر سوال نميپرسه؛ باشه عسل بابا؟»
«اما من هنوز قانع نشدم.»
«توي اين يك مورد به مامانت رفتي؛ خب بپرس عزيزم.»
«چرا باباها توي تلويزيون هميشه روي مبل ميخوابن؟»
«واسه اينكه تختخوابشون كوچيكه، دو نفري جا نميشن.»
«خب چرا يه تخت بزرگتر نميخرن؟»
«لابد پول ندارن ديگه.»
«پس چرا اينا دوتا ماشين دارن، ما ماشين نداريم؟»
«چون ماشين باعث آلودگي هوا ميشه، ما نخريديم عزيزم.»
«آهان، يعني آدما نميتونن همزمان دوتا كار خوب رو با هم انجام بدن؛ اون آقاهه و خانومه كه حجابشون رو رعايت ميكنن، باعث آلودگي هوا ميشن، شما و مامان كه باعث آلودگي هوا نميشين حجابتون رو رعايت نميكنين؛ درست گفتم بابايي؟»
«آره دخترم، اصلا همين چيزيه كه تو ميگي، حالا ميشه من فيلم ببينم؟»
«باشه، ببين بابايي اما تحت تاثير اين فيلمها قرار نگيري بري ماشين بخريها، به جاش برو به مامان ياد بده حجابشو موقع خواب رعايت كنه كه تو اينقدر موقع جواب دادن به سوالاتم خجالت نكشي!»
کلی از این شکلک های حنده ...
15 سال و 3 ماه و 28 روز و 17 ساعت و 16 دقيقه قبل