اربابى به مستراح رفت ، نوکرش را صدا زد که آفتابه را بیاور نوکر با عجله زیادى که داشت آب سماور را که جوش بود در آفتابه ریخته و فراموش کرد که قدرى آب سرد در آن بریزد و همینطور به دست ارباب داد، ارباب هم بدون توجه مقدارى از آب آفتابه را استفاده کرد، تمام مقعدش سوخت ، همینکه از مستراح بیرون آمد نوکرش را به باد کتک گرفت ، نوکر کتکها را مى خورد و زیر لب مى گفت : "بزن ارباب حق دارى ، مى دانم کجایت مى سوزد. "
@aynor#یارو باخرش میرفته بعد سارفه می بینه که #بارو بربری می خوره به خرش نون فانتزی می ده از #بارو می پرسه چرا به خرت نون فانتزی میدی وخودت بربری می خوری میگه خرهای ما سارفن..
اندر مزاياي كتاب فرهنگ و تمدن اسلامي اينه كه دانشجو تا رنگ زير شلواري و اسم نوه عموي همسايه بقلي عرب ها و تاريخ سالگرد دوستي پسر بزرگه ي ابن فلان رو بايد حفض كنه آخرشم همه بپره از ذهنش بياد دنبالر
خب خیلی از دوستای من از رامسر و اونورا مهمان گرفتن یه نفر تونست دائم بگیره باب همین معمولی رو بگیر بعدا شاید شد پارتی انداخت ، بردبار ادم باحالیه ببین میتونی موقت بگیری بعد ببینیم چی میشه کرد
@aynor گُشتاسب نام فرمانروای بلخ در زمان زرتشت، پیامبر ایرانی، است. زرتشت به گشتاسب پناه برد و او دین وی را پذیرفت. ز میان پادشاهان قدیم گشتاسب کسی است که نام او بیشتر از همه در ادبیات پارسی میانه ذکر شدهاست. در حماسه فردوسی گشتاسب شاهی خودکامه و ستمگر است.
باز نشرو داشتي !!
15 سال و 3 ماه و 16 روز و 16 ساعت و 5 دقيقه قبلاینم یه حرفیه ...
15 سال و 3 ماه و 16 روز و 16 ساعت و 4 دقيقه قبلممنون ماني
15 سال و 3 ماه و 16 روز و 15 ساعت و 57 دقيقه قبلوظيفهست !!
15 سال و 3 ماه و 16 روز و 15 ساعت و 56 دقيقه قبل