mob
معشوق مرا عهد من از یاد برفت؛ وان عهد و وفا به باد برداد و برفت
mob
با آنکه دلم در غم هجرت خونست، شادی به غم توام ز غم افزونست/ اندیشه کنم هر شب و گویم یارب، هجرانش چنین است وصالش چونست
mob
رفتی و کنون روز و شب این میگویم؛ کای روز وصال یار خوش باد شبت
mob
بس شب که به روز بردم اندر طلبت
mob
حافظا شاید اگر در طلب گوهر وصل :: دیده دریا کنم از اشک و در او غوطه خورم
mob
نالیدن بیحساب سعدی؛ گویند خلاف رای داناست...
mob
... هنر نمی باشد /شب همه خوش
mob
یه سیم کارت از دوستن گرفتم توپ ... هر روز یه جایزه برام داره ، یا ام ام اس یا جی پی آر اس یا مکالمه یا پیام کوتاه ، ایرانسلللل من قلبم ضعیفه ...
mob
به نصیحتگر دل شیفته میباید گفت : برو ای خواجه که این درد به درمان نرود ...
mob
سعدیا عاشق صادق ز بلا نگریزد/ سست عهدان ارادت ز ملامت برمند
mob
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق ، برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این ....
آتش به من اندر زد و چون باد برفت
15 سال و 5 ماه و 12 روز و 14 ساعت و 50 دقيقه قبل