دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

شالــو کلاه کن آسمون خیســــِ //... درباره »
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
مرد
امتیاز: 8169

دنبال‌شدگان

(1092 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(816 کاربر)

گروه‌ها

(150 گروه)

بازدید

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

لبخند که می زنی، گمان می کنند که اسب شده ای و باید سواری را ...

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

مــــادرم واسه مردن نيازي به ارتفاع نيست، از چشم تو که بيفتم مي ميرم...!

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

هــر چــه قدر هـمــ کـــxــه دور بآشـــی ... شـــب که مــآه مــی تآبــد ... ، بــه کنــآرِ پنــجره بــیآ و نــگآه کن ... دلـــمـ خوش است جآیــی رآ می بـینــمـــ ، کــه تو هم نگـآه مــی کنــی ...!

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

گـر چـﮧ نیستـی یـادت امـا ،تمـام قــد ؛ بی رحمـاטּـﮧ ،میـاטּ دلــَمـ ایستـاده . . .

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

ﺎگـہ مـاهے اَز سال بودم ~~> اسفند ﺎگـہ 1 روزه هفتـہ بودم ~~> 5 شنبہ ﺎگـہ نوشيدنـے بودم ~~> آب ﺎگـہ درخت بودم ~~> درخت سیب ! ﺎگـہ ميوه بودم ~~> توت فرنگے ﺎگـہ گـُل بودم ~~> رُز قرمـز ﺎگـہ آب هـوا بودم ~~> سرد و بارونی ﺎگـہ رنگ بودم ~~>صورتی ﺎگـہ پـَرنده بودم ~~> گنجیشک ﺎگـہ صدا بودم ~~> صـداـے آبشار ﺎگـہ فعل بودم ~~>خندیدن ﺎگـہ زمـان بودم ~~>-1374 ﺎگـہ پزشك بودم ~~> هماتولوژیست ﺎگـہ 1 پنجره بودم ~~> رو بہ دريـا / ﺎگـہ ساز بودم ~~> پيـانـو یا سہ تار / ﺎگـہ كتاب بودم ~~>شازده کوچولو / ﺎگـہ شعر بودم ~~>ﻗﺎﻳﻗـے خواهم ساخت.../ ﺎگـہ طبيعت بودم ~~> دريـا یا آبشار / ﺎگـہ حـِس بودم ~~> حـِس ِ دوست داشتن / ﺷﻤﺎ ﻫﻣ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﺑﺎزے! شُما چی؟

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

خـــُدآيــآ ؛ اَز مــن بگیــر ، هــر آنچــه كــة تـــو رآ از مــن مے گیـــرد ../.\./.\

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

نمی خواهم بعد از مرگم به احترامم یک دقیقه سکوت کنی اکنون که زبانت نیش دارد دهنت را ببند !

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

من آموختم به خود گوش فرا دهم وصدایی بشنوم که با من می گوید: این لحظه مرا چه هدیه خواهد داد؟ نیاموختم گوش فرا دادن به صدایی را که با من در سخن است و بی وقفه می پرسد: من بدین لحظه چه هدیه خواهم داد؟

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

ببین منو : خودت باش... به اعتماد هيچ شانه ای اشک نريز !...به اعتبار هر اشکی هم شانه نباش !!!

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

آب نریختم که برگردی ...!! آب ریختم تا پاک شود هر چه رد_پای توست از زندگیم ...

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

قاصدکى رسید،خبرى ازتو نداشت،پرپرش کردم تا عبرتی باشد برای تمام قاصدکها

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

عشق یعنی بعد از یه دعوای مفصل، از روی لجبازی گوشی رو بذاری روی سایلنت و بری زیر پتو. بعد هر چند دقیقه یه‌ بار یواشکی گوشه‌ی پتو رو کنار بزنی و زل بزنی به سقف، تا ببینی نوری از گوشی افتاده روی سقف یا نه ؟؟؟

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

من عاشقانه دوستت دارم و تو عاقلانه طردم می کنی ! غرور تو حتی از حماقت من هم احمقانه تراست .....

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

نگات چرا چشمی به من نمیدوزه ، وااااااای چرا برای دلم دلت نمیسوزه !...

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست ! وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست ! ترسِ بیـهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست ... صحبت از کشتنِ ناخواسته ی عاطفه هاست ... کوله باری پرِ هیچ ، که برِ شانه ی ماست! گله از دست تو نیست ، مقصر دلِ دیوانه ی ماست ...!

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

یزدان دانا! "عقيده ام" را از دست "عقده ام" مصون بدار...