دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

شالــو کلاه کن آسمون خیســــِ //... درباره »
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
مرد
امتیاز: 8169

دنبال‌شدگان

(1092 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(816 کاربر)

گروه‌ها

(150 گروه)

بازدید

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

لبخند که می زنی، گمان می کنند که اسب شده ای و باید سواری را ...

khatere
khatere

salaaaaaammmmmm

free tip
free tip

سلام. من free tip هستم، از اعضای جدید ...

Rama_R
Rama_R

دوستان سلام علیکم ... من اومدم خدافظی... نه واسه همیشه ... شاید 5-6 روزی نیام....میخوام بنویسم "تعطیل است" و برم استراحت......!پس فعلا خداحافظ همگی...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
hamid
hamid

سلام. من hamid هستم، از اعضای جدید ...

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
1340482332232009_thumb.jpg ˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

در بیمارستانی دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند. تخت او در کنار تنها پنجره ی اتاق بود. اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد. و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد. آنها ساعت ها با یکدیگر صحبت می کردند. از همسر ... خانواده و ... هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی که بیرون پنجره می دید برای هم اتاقیش توصیف می کرد. بیمار دیگر در مدت این یک ساعت با شنیدن حال و هوای دنیای بیرون جانی تازه می گرفت. این پنجره رو به یک پارک بود که دریاچه ی زیبایی داشت. مرغابیها و قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان با قایق های تفریحی شان در آب سرگرم بودند. درختان کهن به منظره ی بیرون زیبایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دوردست دیده می شد. همان طور که مرد در کنار پنجره این جزییات را توصیف می کرد هم اتاقیش چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می کرد. روزها و هفته ها سپری شد. یک روز صبح ... پرستاری که برای شستشوی آنها آب می آورد جسم بی جان مرد را کنار پنجره دید که در خواب

این ارسال را بازنشر کرده است.
شــمــیــــــم
شــمــیــــــم

شب زنده دارا...میگم قبول دارین هیچی عشق اول نمیشه؟

شــمــیــــــم
شــمــیــــــم

بابا عکس ازین تابلو تر بذارم که باور کنین خودمم ؟

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

میشه تنهایی بازی کرد ، میشه تنهایی خندید ، میشه تنهایی سفر کرد ، ولی خیلی سخته تنهایی ، تنهایی را تحمل کرد !

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

يهِ سِري ميخواستَم ِ بِذارَم آواتارَم ...... وَلي يِهو ياد ِ يِه سِري ِ اُفتادَم شُـدَم !

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

سلااااااااااام

asal
asal

بچه ها من دارم می رم و شاید دیگه بر نگردم ممنون از این که باهام بودید و برای آخرین حرفمم می خواهم بگم امیدوار به تمام خواسته ها و آرزو هاتون برسید

*^*دل شکسته*^*
*^*دل شکسته*^*

نمیدونم چزا ولی همه بی احساس شدن آخه چرا....

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙