˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
پاکتِ بی تمبر و تاریخ ... نامه ی بی اسم و امضاء ... کوچه ی دلواپسی ها برسه به دستِ بابا ... با سلام خدمت بابا ... عرض کنم که غربت ما انقدام بد نیست که میگن راضیم الْحَمْدُ لله...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
از بی کسی شده مصموم هوای من ....
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
حالا که میخوام شبو روز به هم دیگه دروغ بگن ساعت ها هم دقیق شدن ....
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
رو درو دیوار این شهر فقط از تو یادگاره ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
کلافِ سر در گمِ زندگیمو دوس دارم ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
آخر یه روز این گریه ها سوی چشامو میبره ... عطرِ تنت از پیرهنی که جا گذاشتی میپره ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
نه دیگه پا میشم اینبار ... خالی از هر شک و تردید ... میرم اون بالاها مغرور ! تا بشینم جای خورشید !!!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
خورسند شدیم از این که امروز رنگی دگر است نه رنگ دیروز ... تا شب نشده رنگی دگر شو ! گفتند از این نکته هزار نکته بیاموز ...
@نیما صابری
12 سال و 11 ماه و 8 ساعت و 28 دقيقه قبل