دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

شالــو کلاه کن آسمون خیســــِ //... درباره »
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
مرد
امتیاز: 8169

دنبال‌شدگان

(1092 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(816 کاربر)

گروه‌ها

(150 گروه)

بازدید

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

لبخند که می زنی، گمان می کنند که اسب شده ای و باید سواری را ...

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

در کیسه ی زندگی چه داریم ؟ اکنون، اکنون، اکنون ...

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

دو رویی یعنی اینکه خدا به تو یک قلب ، یک سیرت و یک صورت داده باشه ، ولی تو علاوه بر اون چند تا صورت مختلف دیگه هم داشته باشی ...

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
mswuvuou5686ar5ycbg1.jpg ˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

پنجره ، وا می شود ... پنجره ، بسته می شود ... پنجره ؛ وابسته می شود...!

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

" در سقوط هم می توان باشکوه، سهمگین و پرصلابت بود؛ این را آبشار می گفت ... "

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
k6vqxaqmjaum0s1thym.jpg ˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

@فـآطمه خـآنوم [ میتوان پروانه بود و کنار هر گلی نشست، اما بهتره " مثل تو " مهربون بود و به هر دلی نشست. ]

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
506141_NiqPZX4n.jpg ˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

آری ، خنده های تـــو بزرگترین ِ آرزوهـــایِ مـن انـد. شادمانه بخــند؛ بگذار تا برآورده شوند ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

تو ایوون خونه ی گیله مرد ، چیز عجیبی تو آینه نظرم رو جلب کرد. بالا گوشه ی سمت چپ . یک نوار چسب مشکی که حالت اریب داشت. برای یک لحظه خشکم زد ، وای ... این شبیه همون روبان مشکی یی بود روی عکس آدم متوفی میزارن. گیله مرد دستی رو شونم گذاشت گذاشت و با لبخند گفت: این یه یاداوری کوچیکه تا هر روز که خودم رو تو آینه میبینم بفهمم اینجا یه مسافرم و علاوه بر همسایه، مرگ واسه خود من هم هست . گاهی بدیهی ترین چیزها رو از یاد میبریم و فراموش میکنیم . و من هنوز در شوک دیدن خودم در قابی بودم که یک روبان مشکی داشت.

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست ......... از خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی (نتیجه : بعد از خدا همیشه اول از خودت کمک بخواه)

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

سرد است و یخ زده ، دلهای غم زده ؛ مولای من بیا ، خورشیدِ صادقه ..................... اللهم عجل لولیک الفرج

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

امروز ناخوداگاه یاد جملات جالب کودکی هام افتادم !!!!!!! کشتم شپش شپش کش شش پا را ............ چایی داغه ، دایی چاقه !............ سه شیشه شیر ، سه سیر سرشیر.......... امشب شب سه شمبه س ، فردا شبم سه شمبه س ، این سه 3 شب اون سه 3 شب هر سه 3 شب سه شمبه س.............. سپر جلو ماشین عقبی خورد به سپر عقب ماشین جلویی................. شش سیخ جیگر سیخی شش زار.................. سربازی سر بازی سرسره بازی سر سرباز سرسره بازی را شکست.............. آن مان نماران، دو دو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی...................... دختره این‌جا نشسته گریه می‌کنه زاری می‌کنه از برای من یکی رو بزن................!! دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده!...سواد داری؟!!! نچ نچ نچ ، بی سوادی ؟!............... ده، بیست، سه پونزده، هزار و شصت و شونزده هر کی میگه شونزده نیست هیفده هیجده نوزده بیست ........ * ماشین مشتی ممدلی نه بوق داره نه صندلی ، صندلی هاش فنر داره، نشستنش خطر داره *.................... دم دم دم آقای مقدم یک چایی خوردم پولش رو ندادم ............* پسرا شیرن مثل شمشیرن ... آاااااااااااخ یادش بخیر ...

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

به گیله مرد میگم : یه چیزی بگم بهم نمی خندی ؟ با تعجب میگه : نه . موضوع چیه؟ مِن مِن کنان میگم : راستش من از مرگ و مردن خیلی میترسم ! کمی مکث میکنه و میگه : دنبال علتش هم گشتی که چرا میترسی؟ میگم : خب علت نمی خواد ... مردن همیشه ترس داشته دیگه ! گیله مرد میگه : موردهای زیادی رو میشه مثال زد که انسانها از مردن نترسیدن و جونشون رو هم برای هدفشون نثار کردند. میگم : بله قبول دارم و حرفم رو پس میگیرم ... گاهی هدف اونقدر متعالی هست که می ارزه جونت رو هم براش بدی . اما ترس من از چیه ؟ گیله مرد میگه : جوابش خیلی ساده ست . یک عالمه کار عقب مونده داری . کلی کار هست که از دستت بر می اومد و انجام ندادی ! یه عالمه عذرخواهی و جبران مونده که به گردنته ! خلاصه اش کنم ؛ حسابت رو با خودت ، با مردم و با خدا صاف نکردی . و همه ی اینها به این معنیه که آماده سفر نیستی ... و این یعنی هشدار. به نظرت جوابم قانع کننده بود ؟ بدون هیچ حرفی پا میشم و راه میوفتم ...

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

خدایا بفهمانم که بی تو چه می شوم ، اما نشانم نده!!!!!!!!! مهربانا هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
506141_meBwLQRD.jpg ˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

@بانو جاسمین روزگارا: تو اگر سخت به من میگیری، با خبر باش که پژمردن من آسان نیست، گرچه دلگیرتر از دیروزم، گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند، لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست زندگی باید کرد...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام : در عجبم از مردمی که: به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دورتر میشوند، و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیکتر میشوند.

˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙

خسرو شکیبایی می گفت: بعضی وقت ها { روزگار} ؛ یکی طوری می سوزونتت که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن، بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن. زمانه ایست که خیلی خیلی ، چیزها آنطوری که بود یا باید باشد نیست.