˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
از مرگ نمی ترسم من فقط نگرانم که در شلوغی آن دنیا مادرم را پیدا نکنم ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
" تو چرا میجنگی؟ " پسرم میپرسد، من تفنگم در مشت، کوله بارم بر پشت، بند پوتینم را محکم میبندم مادرم، آب و آیینه و قرآن در دست، روشنی در دل من میبارد پسرم بار دگر میپرسد، که چرا میجنگی؟ با تمام دل خود میگویم: تا چراغ از تو نگیرد دشمن ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
«میگویند آن گاه که یوسف در زندان بود، مردی به او گفت: تو را دوست دارم. یوسف گفت: ای جوانمرد ! دوستی تو به چه کار من آید؟ از این دوستی مرا به بلا افکنی و خود نیز بلا بینی! پدرم یعقوب، مرا دوست داشت و بر سر این دوستی، او بیناییاش را از دست داد و من به چاه افتادم. زلیخا ادعای دوستی من کرد و به سرزنش مصریان دچار شد و من مدتها زندانی شدم. اینک! تو تنها خدا را دوست داشته باش، تا نه بلا بینی و نه دردسر بیافرینی ».
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
اول رفاقتت را با شیطان قطع کن ، بعد او را لعنت کن و سنگ بزن.
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
چی بگم در وصف این تصویر ؟
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
چه تاثیر دلنشینی دارد " غصه نخور ، درست میشود " گفتن های مادر ، اثرش را هزار قرص آرامبخش قوی ندارد .
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
گفته ها ، قطره ای از دریای نگفته هاست ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
- : آهای ، مگر نمی دانید که با بمب اتم مخالف است ! .. : چه کسی ؟ - : همان که ده ها هزار بمب اتم دارد ! .. : ؟!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
دعا پشتِ دعا برای آمدنت ، گناه پشتِ گناه برای نیامدنت ، دل درگیر ، میان این دو انتخاب؛ کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟!
@نیما صابری
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 13 ساعت و 17 دقيقه قبل