بی رنگ
خوشــبختی هایم را با عجله در ســرنوشــتم نوشته بودند
بد خط بود
روزگــار آنها را نتوانست بخواند...
بی رنگ
زندگی ، تمامش خطای دید است ! من تو را می بینم و تو ، مرا نمی بینی ... !
بی رنگ
این آرامشِ ظـاهــرم
گمـراهت نکنـــد!
در درون! خـانـه به دوشــم...
بی رنگ
نگاهت آسمانم بود و گم شد دو چشمت سایبانم بود و گم شد به زیر آسمان در سایه تو جهان دردیدگانم بود و گم شد
بی رنگ
به خاکستر چه آتش ها که خفته است چه ها دراین لبان نا شکفته است منم آن ساحل خاموش سنگین که توفان در گریبانش نهفته است
بی رنگ
تن بیشه پر از مهتابه امشب پلنگ کوه ها در خوابه امشب به هر شاخی دلی سامان گرفته دل من در برم بی تابه امشب
بی رنگ
امروز خسته ام فردا شکسته ام روز دگر ولی از غصه رسته ام دیدار دیدنی است !
بی رنگ
زندگی می تواند فوق العاده باشد اگر دیگران ما را به حال خودمان بگذارند........... چارلی چاپلین
بی رنگ
بگذار همان ،دوست بمانیم؛ عشق همه چیز را خراب میکند........
بی رنگ
هرگز این قصه ندانست کسی آن شب آمد به سرای من و خاموش نشست سر فرو داشت نمی گفت سخن نگهش از نگهم داشت گریز مدتی بود که دیگر با من ... بر سر ِ مهر نبود آه ، این درد مرا می فرسود : " او به دل عشق ِ دگر می ورزد " گریه سر دادم در دامن ِ او های هایی که هنوز تنم از خاطره اش می لرزد ! بر سرم دست کشید در کنارم بنشست بوسه بخشید به من لیک می دانستم که دلش با دل ِ من سرد شده است !
بی رنگ
چرا قطار تا وقتي ايستاده است کسي به او سنگ نميزند؟...
بی رنگ
ما بدهکاریم به یکدیگر و به تمام " دوستت دارم" های ناگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماند و آنها را بلعیدیم تا نشان دهیم که منطقی هستیم .