mohammad
این سر دنیا ، پــــســر که می بینند ، مدل ماشینش را اول می پرسند ، دخــتـــر که می بینند ، سایز سینه اش را ... !! این سر دنیا ، همان آخره دنیاست ....!
mohammad
اومدم خونه مادرم نمازش تموم شده بود، داشت دعا مي كرد... تا منو ديد گفت : اينو مي گما خدا... :O |: |:
mohammad
میازار موری که دانه کش است! در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست فتوایی صادر نشده! می توانید بیازارید..
mohammad
خدایا شکرت ما دیگر فقیر نیستیم، دیروز پزشک آبادی گفت: چشم های پدرم پر از آب مروارید است. "حسین پناهی"
mohammad
هر آهنگی که گوش میدهم به هر زبانی که باشد بغضم را میشکند ... نمی دانم ... بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است ...!!
mohammad
چه عجيبند اين دخترها که از خداي به اين بزرگي يک شوهر ميخواهند و از اين شوهر درمانده تمام دنيا را!!
mohammad
لیلی قصه اش را دوباره خواند . برای هزارمین بار . و مثل هر بار لیلی قصه باز هم مرد . لیلی گریست و گفت : ... - کاش این گونه نبود . خدا گفت : - هیچ کس جز تو قصه ات را تغییر نخواهد داد
mohammad
ایا از بی لایکی پست های خود رنج می برید؟ آیا کسی برایتان کامنت نمیگذارد؟ . . . ... . . . . . . . . . . تعجبی نداره ..حتما پسر هستید..!
mohammad
عجب خیاط ماهریست دنیا...! دل هیچکس را برا ما تنگ ندوخت...!!!
mohammad
منتظر آمدنم بودی . .وقتی وارد اتاق شدم لباسهایم را درآوردم ولامپ را خاموش کردم و روی تخت دراز کشیدم .. در تاریکی نزدیک شدنت را احساس کردم .. ... چند لحظه بعد آرام شروع کردی به خوردن قسمتی از بدنم وبعد که عکس العملی ازم ندیدی به شدت میک می زدی ... از خوردن مایعی گرم که از بدنم خارج شد لذت می بردی .. وقت آن رسیده بود من هم کاری کنم در تاریکی دستم را به طرفت دراز کردم.. در یک آن صدای چکی در اتاق پیچید.. روی دستم مایعی گرم احساس کردم ... لبخندی زدم... پشه جواب کارش را گرفته بود...! .. :>:>
محمد جان کنترل خودتو حفظ کن / حرف های چیز دار نزن / [!]ت میکننا
14 سال و 4 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 51 دقيقه قبلbikhial dadash
14 سال و 4 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 48 دقيقه قبل