mohammad
خوابت هم که نبرد
برایت خواب دیده اند
نو عروس ها
تا طلوع کنی
در جاذبه ای برعکس
و آفتاب از نگاهت سر بخورد
مهربانی ات را برداری ،
بپوشی ،
بیرون بزنی
و معشوقه های تازه به خ
mohammad
ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺷﮏﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ... ﺑﯽﺩﻟﯿﻞ ﺑﯽﺑﻬﺎﻧﻪ ﯾﮏ ﺩﻓﻌﻪﺍﯼ ﻧﺼﻒ ﺷﺒﯽ... ﻋﺠﯿﺐ، ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ
mohammad
خواهش ميكنم بى حوصلگيهايم را ببخش،بداخلاقى هايم را فراموش كن،بى اعتنايى هايم را جدى نگير درعوض من هم تورا مى بخشم كه مسبب همه اينهايى
mohammad
یادمان باشد به دل کوزه آب، که بدان سنگ شکست... بستی از روی محبّت بزنیم!! تا اگر آب در آن سینه پاکش ریزند...آبرویش نرود...! یادمان باشد فردا حتما، ناز گل را بکشیم... حق به شب بو بدهیم... و نخندیم دیگر به ترکهای دل هر گلدان...!! وبه انگشت نخی خواهیم بست، تا فراموش نگردد فردا..! زندگی شیرین است! زندگی باید کرد... و بدانم که شبی، خواهم رفت..!!!!!!!! و شبی هست که نباشد پس از آن، فردایی.....!!
mohammad
از گورخر پرسيدم آيا تو سياه هستي با خط هاي سفيد يا كه سفيدي با خط هاي سياه؟ و گورخر از من پرسيد آيا تو خوبي با عادت هاي بد يا بدي با عادت هاي خوب؟ آيا آرامي اما بعضي وقتها شلوغ مي كني يا شلوغي بعضي وقتها آرام مي شوي؟ آيا شادي بعضي روزها غمگين مي شوي يا غمگيني بعضي روزها شاد؟ آيا مرتبي بعضي روزها نامرتب يا نامرتبي بعضي روزها مرتب؟ و همچنان پرسيد و پرسيد و پرسيد. ديگر هيچوقت از گورخري درباره خط روي پوستش نخواهم پرسيد
mohammad
بی نقاب باش، گاهی فقط شبیه خودت .... همیــن! همیــن! همیــن! همیــن! همیــن! همیــن!
mohammad
هشدار طبق آخرین یافته موسسه پزشکی آمریکا نوع سرطان جدید پوستی کشف شده است که عامل محرک و ایجاد کننده آن توسط اکسید نیترو سیلور ایجاد می شود هنگامیکه کارتهای شارژ تلفن همراه را خریداری میکنید، قسمتی را که باید با ناخن بخراشید محتوی این ماده بوده که سرطان زا اعلام شده است لطفا خراشیدن را با پوست انگشتان یا ناخن انجام ندهید
mohammad
نتوان گفت به جانبازي فرهاد افسوس نتوان كرد ز بي دردي شيرين فرياد . كار شيرين به جهان شور بر انگيختن است. عشق در جان كسي ريختن است ! كار فرهاد بر آوردن ميل دو دوست . خواه با شاه در افتادن و گستاخ شدن . خواه با كوه در آويختن است ! رمز شيريني اين قصه كجاست ؟ كه نه تنها شيرين ، بي نهايت زيباست !
mohammad
آنقدر کهنه شدم برایت که سراغی هم از ما نمیگیری گرد و غبار ایام بر من نشسته است در نبود تو لااقل اینبار بی تفاوت از من رد مشو با نوک انگشتت بر من یادگاری بنویس
mohammad
گفتم بمان ، نماند و هوا را بهانه کرد بادی نمی وزید و بلا را بهانه کرد می خواستم که سیر نگاهش کنم ولی ابرو به هم کشید و حیا را بهانه کرد آماده بود از سر خود وا کند مرا قامت نبسته دست ِ دعا را بهانه کرد من صاف و ساده حرف دلم را به او زدم اما به دل گرفت و ریا را بهانه کرد اما ، اگر ، نداشت دلش را نداد و رفت مختار بود و دست قضا را بهانه کرد گفتم دمی بخند که زیبا شود جهان . . . پیراهن سیاه عزا را بهانه کرد می خواستم که سجده کنم در برابرش . . . سجاده پهن کرد و خدا را بهانه کرد می رفت سمت مغرب و اوهام دور دست صبح سپید و باد صبا را بهانه کرد او بی ملاحظه کمرم را خودش شکست . . . حال مرا گرفت و عصا را بهانه کرد بی جرم و بی گناه مرا راند از خودش قابیل بود و روز جزا را بهانه کرد
mohammad
چه فرقي مي كند..
در سيرك يا در خانه؟!!
خنده ات كه تلخ باشد،
دلت كــه خون باشد،
تو هم دل
mohammad
پشتکار رو از اون ساعتِ زنگداری یاد بگیر که تادهنتو سرویس نکنه، صداش قطع نمیشه
mohammad
می خوام بدونم فقط مامان بابای منن که هر وقت حوصله شون سر میره وارد مبحث نظافت اتاقِ فرزندان می شن,,, یا مال شما ام همین جوریَـــــن؟
mohammad
مردانگی ات را با شکستن دل دختری که دیوانه ی توست ثابت نکن مردانگی ات را ... ... ... ... ... ... با غرور بی اندازه ات به دختری که عاشق توست ثابت نکن مردانگی را زمانی میتوانی نشان دهی که دختری با تمام تنهایی اش به تو تکیه کرده که دختری با تکیه به غرور تو به قدرت تو در این دنیای پر از نامردی قدم بر میدارد...