♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در قلبم نشستی حالا انتخاب کن می خواهی تپش حیات باشی یا گلوله ای؟!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی ام چقدر "بامزه" است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من اگر روزی از "تو" هم بگذرم از رئیس کارخانه ای که هنوز به تولید عطری که "تو" داری ادامه می دهد نخواهم گذشت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلاغ ها هم مرا به گریه می اندازند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرسه های کوچه به کوچه قدم های بی هدف اینجا در این ظلمت شب مردی درمی نوردد بی کسی خود را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
...آرام که می آیی بمان ..کفش هایم زمین زیرپایم راتحمل نمیکننددیگر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قطاری که از بین من و تو می گذرد کش آمده است انگار تمام واگن های جهان را به آن بسته اند چه سرنوشت شومی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من سطر آخرم ...سه نقطه ...يك سكوت ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 23 ساعت و 16 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .